فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

5.00
تصویر روی جلد کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم داستان زندگی دختری به نام پیلار است که به یک کنفرانس از طرف یک دوست قدیمی دوران بچگی دعوت می شود.  و همین دعوت باعث می شود زندگی او برای همیشه تغییر کند. این رمان زندگی پنج روزی است که پیلار برای شرکت در کنفرانس راهی می شود.حکایت پنج روزی که او با دنیایی دیگر، دنیایی که مجبور نیست برای چیزهایی که خواسته خودش نیست مبارزه کند آشنا میشود.

 در اواسط داستان پیلار می فهمد که دوستش که یک راهب است می تواند بیماران را شفا بدهد.ولی این مسئله در مقابل داشتن قدرت ارتباط با مریم باکره کم اهمیت به نظر می رسد. 

قیمت پرداختی : 14,000 تومان

نویسنده این کتاب

پائولو کوئلیو

آقای پائولو کوئلیو در 24 آگوست در سال 1947 در ریودوژانیروی برزیل به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی بسیار سرکش بود تا جایی که خانوده اش او سه بار به تیمارستان فرستادند. او در اوایل تصمیم گرفت که نویسنده شود، اما توسط والدینش که در برزیل که هیچ آینده ای در آن نمی دیدند، دلسرد شد.

عکس و جملات ناب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

موضوع کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم داستان زندگی دختری به نام پیلار است که به یک کنفرانس از طرف یک دوست قدیمی دوران بچگی دعوت می شود.  و همین دعوت باعث می شود زندگی او برای همیشه تغییر کند. این رمان زندگی پنج روزی است که پیلار برای شرکت در کنفرانس راهی می شود.حکایت پنج روزی که او با دنیایی دیگر، دنیایی که مجبور نیست برای چیزهایی که خواسته خودش نیست مبارزه کند آشنا می شود.

 در اواسط داستان پیلار می فهمد که دوستش که یک راهب است می تواند بیماران را شفا بدهد.ولی این مسئله در مقابل داشتن قدرت ارتباط با مریم باکره کم اهمیت به نظر می رسد. 

این کتاب هیجان انگیز شامل مطالب منحصر به فرد، مانند مصاحبه با نویسنده می باشد.

برش هایی از کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

  • هنگامی که واژه هاش را می شنیدم، قلبم فشرده تر می شد. باکره همچنان لبخند می زد، و عیسای کودک چهره شادی داشت. من هم روزگاری به این مسایل اعتقاد داشتم- اما زمان، سن و سال و احساس این که شخصی منطقی و عمل گرا هستم، باعث می شد مذهب را کنار بگذارم. « صفحه 110 – کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم »
  • هزار بار هوس کردم دستش را بگیرم، و هزار بار آرام ماندم و هیچ کاری نکردم. کمی گیج بودم- می خواستم بگویم دوستش دارم، اما نمی دانستم از کجا شروع کنم. « صفحه 103 – کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم »
  • چاه را می بینم، نور چراغ را، و تنگ باده و دو لیوان خالی را بر لب چاه. می اندیشم: حتما دو عاشق آن جا نشسته بوده اند. در سکوت، در حالی که دل هایشان صحبت می کرده و بعد از این که دل هاشان همه چیز را گفت، اسرار بزرگی را با هم شریک شده اند. « صفحه 92- کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم »
  • عشق به یک ماده ی مخدر می ماند، در آغاز احساس سرخوشی و تسلیم مطلق به آدم دست می دهد، روز به روز بیشتر می خواهی، هنوز معتاد نیستی اما از آن احساس خوشت می آید و فکر میکنی میتوانی در اختیار خودت داشته باشیش،چند دقیقه به معشوق می اندیشی و بعد سه ساعت فراموشش میکنی. اما کم کم به آن شخص عادت میکنی و کاملاً به او وابسته میشوی، حالا دیگر سه ساعت به او فکر میکنی و دو دقیقه فراموشش میکنی. اگر در دسترس ت نباشد همان احساسی را داری که معتادهای خمار دارند .معتاد برای به دست آوردن مواد، تن به هر کاری میدهد.« پائولو کوئلیو- کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم »

بخشی از کتاب کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

ساکت هستم… و این نشانه است. برای نخستین بار ساکت هستیم، هر چند تنها اکنون متوجه شدم، اکنون که رفته تا یک بطری شراب دیگر پیدا کند.

ساکتیم. صدای آمدنِ گام های او را تا لب چاه می شنوم. یک ساعت است این جاییم، می نوشیم و مه را می نگریم.

برای نخستین بار به راستی ساکتیم. سکوت خفقان آور داخل اتومبیل به هنگام سفر از مادرید به بیلبائو نیست. سکوت ناشی از ترس قلبم هنگام حضور در کلیسای مجاور سن مارتین دِ اونس نیست.

سکوتی است که سخن می گوید. سکوتی که می گوید دیگر لازم نیست چیزی را به دیگری توضیح بدهیم.

گام هاش نزدیک می شوند. نگاهم می کند- و حتما آن چه می بیند، زیباست: زنی نشسته بر لب چاهی، در شبی مه آلود، در نور یک چراغ خیابانی.

خانه ها قرون وسطایی، کلیسای قرن یازدهم ، و سکوت.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

نام اصلی کتاب

Na margem do rio piedra eu sentei e chorei

نویسنده

پائولو کوئلیو

مترجم

آرش حجازی

موضوع

داستان های برزیلی

مشخصات ظاهری

224 صفحه

ناشر

نشر کاروان

نوبت چاپ

چاپ پنجم – 1382

شابک

9647033192

قیمت

14000 تومان

1 دیدگاه برای کنار رود پیدرا نشستم و گریستم

  1. 5 از 5

    :

    کامل نخوندم

دیدگاه خود را بنویسید

برخی از کتاب های نویسنده این کتاب