فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

تصویر روی جلد کتاب وسوسه

کتاب وسوسه

آیا اینکه یک داستان، از پاورقِ یک روزنامه خود را می رساند به جایزۀ ادبیِ نوبل، دلیل کافی نیست که ببینیم چه حرفی برای گفتن به ما دارد؟

موضوعِ حساسی چون ممنوعیتِ ازدواج کشیش ها، تلاشِ وجدان برای له کردنِ بشر در زیرِ لذت هایش! و فشارِ یک مادرِ قاطع و دلسوز بر سرِ فرزندش، که مانده بر سر تکلیفِ الهی و تکلیفِ مادریش…، داستانِ بی حاشیه ای که مستقیم و بی درنگ شما را در جریان می گذارد و به درونِ دهکدۀ آآر می برد.

قیمت پرداختی : 8,000 تومان

ناشر این کتاب

انتشارات کتاب خورشید

انتشارات کتاب خورشید در دو حوزه مرتبطِ ادبیات ایران و جهان و همچنین هنر و فرهنگ فعالیت می کند. ادبیات ایران و جهان شامل رمان و داستان، شعر و برگزیده های ادبی می شود و ترجمه ها از زبان اصلی ادبیات جهان صورت می پذیرد. انتشارات کتاب خورشید همچنین در زمینه هنر و فرهنگ ایران، به ایران شناسی توجه ویژه ای دارد...

نویسنده این کتاب

گراتزیا دلدا

گراتزیا را می توان نمونۀ تصویری و واقعیِ پشتکار دانست! وی که متولد سال های پریشانی و عقب ماندگیِ ایتالیا، یعنی قرن نوزدهم میلادی ست، تنها با پشتکار خود توانست به جایزۀ ادبی نوبل دست پیدا کند. شهرت گراتزیا دلدا از انتشار کتاب راهِ خطا که اولین رمان وی محسوب می شود، آغاز شد. در آن سال ها تقریبا هر سال به انتشار کتاب پرداخت. در سن بیست و نه سالگی زندگی مشترکش را با پالمیرو مادزانی آغاز نمود و بلافاصله شهر نوئورو را ترک کرده و به رم رفتند. و در آنجا با تمرکز بر روی نویسندگیش موفق به کسب جایزۀ نوبل شد.

سفارش سریع و آسان کتاب

برای زمان شما ارزش قائل هستیم. تنها با پر کردن فرم زیر این کتاب را سفارش دهید. (دیگر نیاز به ثبت فاکتور نیست، همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت.)

عکس و جملات ناب کتاب وسوسه

معرفی کتاب وسوسه نوشتۀ گراتزیا دلدا

می توان کتابِ وسوسه را این طور توصیف کرد؛ جدالی ست بین وجدان ها، برای آنچه که در دل داریم و آنچه که مسئولیتش را پذیرفته ایم. موضوعِ عشق، خودش به تنهایی کلی ماجرا دارد، اما گراتزیا دِلِدا عشقی را نشانه رفته است که در دل یک کشیش نهفته…موضوعِ بسیار حساسی که در 144 صفحه سر و تهش را هم آورده اما آیا جواب قطعی برای سوالِ شخصیت اولِ داستان، مادرِ پائولو، در این صفحات یافت می شود؟ که چرا کشیش ها حق ندارند ازدواج کنند؟…

گراتزیا دلدا بخاطر نوشتن کتاب وسوسه، برندۀ جایزۀ ادبی، نوبل در سال 1926 میلادی شد. کتابی که یک راست رفته سر اصل مطلب، تعداد شخصیت هایش را بسیار محدود کرده و داستان را با حاشیه های اضافی طولانی نکرده است. خیلی سریع کتاب را تمام می کنیم و می نشینیم در تفکرش! گفتنی ست در این کتابِ گراتزیا نیز، باد، عنصرِ مهمی ست که حال و هوای داستان را به وسیلۀ آن بهتر و واضح تر می توان تصور کرد.

ماجرای کتابِ وسوسه، پیرامونِ کشیشِ جوانی به نام پائولو است، که به همراه مادرش در دهکده ای زندگی می کنند. پائولو کم کم در عشقِ زنی فرو می رود، مادرش به رازِ پائولویش پی می برد، و می کوشد او را از گناه نجات دهد. در همین روزها پائولو باید با مادرِ آنتیوکو صحبت کند، پسر بچه ای که داوطلبانه به خدمتِ کشیش پائولو در آمده و مشتاقانه او را تحسین می کند و قصد دارد مثلِ پائولو کشیش شود. او در حالی این مسئولیت ها را بر گردن دارد که در درونش با وجدانش و با احساساتش می جنگد.در ادامه بخش هایی از کتاب را می خوانیم…

قسمتی از متن کتاب وسوسه

پائولو، پس از آنکه از خانۀ زن خارج شد و پای به دشت گذاشت، به نظرش رسید که باد شدید حالت عجیبی به خود گرفته است. او را به پیش می راند، سپس او را عقب می زد. پس از آن رؤ یای سوزان، احساس سرما می کرد.

سرپیچ جاده به سمت کلیسا، باد چنان شدت گرفت که او مجبور شد لحظه ای بر جای بایستد. با یک دست کلاه خود و با دست دیگر لباده را چسبیده و نفسش بند آمده بود. او نیز مثل مادرش دچار سرگیجه شده بود. مثل مادرش موقعی که در دامنۀ دره متوجه شده بود که آبستن است.

او نیز حس می کرد که چیزی سرمست کننده و در عین حال نفرت انگیز، چیزی بس عظیم و وحشتناک در درونش به وجود می آید و جان می گیرد. برای اولین بار، به خوبی متوجه شده بود که عاشق آن زن شده است، عشقی شهوانی، و درد در این بود که از این عشق لذت می بُرد.

تا چند ساعت قبل خودش را گول زده بود. به خودش و به زن گفته بود که او را صرفا با علاقه ای معنوی دوست دارد. گرچه تصدیق می کرد که خود آن زن برای اولین بار به او نظر انداخته بود. از همان بار اول، نگاه زن نگاه او را جستجو کرده و از او تقاضای کمک و عشق کرده بودو. و او، رفته رفته گرفتار آن نگاه شده بود. از روی ترحم به او نزدیک شده بود. هر دوی آنها سخت احساس تنهایی می کردند و همین امر باعث نزدیکی آنان شده بود.

پائولو در برابر در کلیسا، نفس زنان متوقف شد. تمام وجودش یخ کرده بود. حس می کرد که در آن بالا، مشرف به دهکده، لخت و برهنه ایستاده است و تمام کسانی که به او ایمان دارند، در خواب های آشفتۀ خود او را می بینند؛ لخت و برهنه و آلوده به گناه…و در عین حال داشت فکر می کرد که بهترین نحوۀ فرار با آن زن کدام است؟ زن به او گفته بود که خیلی پولدار است…

برش هایی از کتاب

  • مادر و پسر هر دو به یک چیز فکر می کردند، به آن نامه ای که به دست آنیزه داده بودند، اما هیچ یک در این مورد کلمه ای بر زبان نمی آورد.. سپس کشیش با عجله از آنجا دور شد و مادر، ثابت ماند. «صفحۀ 56 – کتاب وسوسه»
  • «واقعا به چه دلیل کشیش ها حق ندارند ازدواج کنند؟» و فکر کرد که آنیزه زن ثروتمندی است. مالک خانۀ بزرگی که دارای چندین باغچۀ صیفی کاری و ملک و املاک است. یکمرتبه حس کرد که با این افکار دارد مرتب گناه می شود. روبالشی را عوض کرد. به اتاق خواب خود رفت. «صفحۀ 58 – کتاب وسوسه»
  • همسر کشیش بودن هم چیز مسخر ای است. فکرش را بکنید که وقتی دوتایی به گردش بروند، از پشت سر انگار دو تا زن هستند که دامن بلند به تن کرده اند! و اگر در دهکده فقط همان یک کشیش یعنی شوهر او وجود داشته باشد، آن وقت او به چه کسی اعتراف خواهاد کرد، به شوهر خود؟ «صفحۀ 62 – کتاب وسوسه»
  • و او، درست مثل کسی قدم برمی داشت که از خانه فرار کرده باشد. دلش نخواسته بود به اتاق خود برود چون حس می کرد که آنیزه دزدکی بدانجا پای گذاشته و در انتظار اوست، رنگ پریده و نامه به دست. او از خانه فرار کرده بود تا بلکه به نحوی از دست خودش فرار کرده باشد، ولی عشق بود که او را پیش می راند، خیلی شدیدتر و قوی تر از باد شب قبل…«صفحۀ 67 – کتاب وسوسه»
  • کشیش نوشیدنی ای به او تعارف کرد. پاسبان هرگز تعارف هیچکس را قبول نمی کرد، حتی اگر فقط یک لیوان باشد. ولی در آن لحظه حس می کرد که پاسبانی او چنان با وظیفۀ مذهبی کشیش به هم آمیخته است که بلادرنگ دعوت او را پذیرفت. لیوان شراب را نوشید و آخرین قطرات آن را روی زمین ریخت. چون زمین نیز باید از تمام چیزهایی که بشر مصرف می کند سهمی داشته باشد. و بار دیگر با سلام نظامی تشکر کرد. «صفحۀ 77 – کتاب وسوسه»
  • «غریزه و میل هرگز اشتباه نمی کند. ولی تو آنتیوکو، می دانی، کشیش شدن یک شغل نیست، مثل کارگر معدن زغال سنگ و یا نجار شدن نیست. حالا ممکن است به نظرت رسیدن به مدارج بالا سهل باشد، اما بعدها متوجه خواهی شد که تا چه حد، امر مشکلی است. خوشی ها و تفریحاتی که برای مردان دیگر آزاد است، بر ما ممنوع می گردد. زندگی ما، اگر واقعا بخواهیم آن را فدای پروردگار بکنیم، یک فداکاری مداوم است. از خود گذشتگی بی پایان است» «صفحۀ 100 – کتاب وسوسه»

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

وسوسه

نام اصلی کتاب

La Madre

نویسنده

گراتزیا دلدا

مترجم

بهمن فرزانه

موضوع

داستان های ایتالیایی قرن بیستم

مشخصات ظاهری

144 صفحه

ناشر

انتشارات خورشید

نوبت چاپ

چاپ اول 1380

شابک

9789647081047

قیمت

8000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.