فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

روی-جلد

کتاب مزایای منزوی بودن – اثر استیون چباسکی – ترجمه کاوان بشیری

کتاب مزایای منزوی بودن رمانی است از استیون چباسکی، که روایت نامه های پسر پانزده ساله ای به نام چارلی با شخصیتی مستعد و فوق العاده باهوش است که در برقراری ارتباط با مردم مشکل دارد. احساسات کاملا متفاوتی دائما گریبان گیر چارلی می شود اما به مرور شاهد بهبود ارتباط چارلی با دیگران خواهیم بود. شاید بتوان کتاب مزایای منزوی بودن را، رمانی عاشقانه دانست. استیون چباسکی در این کتاب به ژرف ترین خلأ های انسان پرداخته است به طوری که اگر کتاب ناطور دشت از جی. دی سلینجر را خوانده باشید، شخصیت چارلی در کتاب حاضر، شخصیت هولدن را برای شما تداعی خواهد کرد.

قیمت پرداختی : 20,000 تومان

سفارش آسان کتاب

برای زمان شما ارزش قائل هستیم. تنها با پر کردن فرم زیر این کتاب را سفارش دهید.

عکس و جملات ناب کتاب مزایای منزوی بودن – اثر استیون چباسکی – ترجمه کاوان بشیری

موضوع کتاب مزایای منزوی بودن

کتاب مزایای منزوی بودن رمانی است از استیون چباسکی، که روایت نامه های پسر پانزده ساله ای به نام چارلی با شخصیتی مستعد و فوق العاده باهوش است که در برقراری ارتباط با مردم مشکل دارد. احساسات کاملا متفاوتی دائما گریبان گیر چارلی می شود اما به مرور شاهد بهبود ارتباط چارلی با دیگران خواهیم بود. شاید بتوان کتاب مزایای منزوی بودن را، رمانی عاشقانه دانست. استیون چباسکی در این کتاب به ژرف ترین خلأ های انسان پرداخته است به طوری که اگر کتاب ناطور دشت از جی. دی سلینجر را خوانده باشید، شخصیت چارلی در کتاب حاضر، شخصیت هولدن را برای شما تداعی خواهد کرد.

برش هایی از کتاب مزایای منزوی بودن

ما بنا به دلایل زیادی چیزی هستیم که هستیم و شاید هیچ‌وقت بیش‌تر اونا رو ندونیم، ولی حتی اگه ما قدرت انتخاب اینو نداشته باشیم که از کجا اومدیم، باز می‌تونیم انتخاب کنیم که به کجا بریم. می‌تونیم باز کارهایی بکنیم و حتی سعی کنیم احساس خوبی بهشون داشته باشیم.

بعد از یه هفته که با کسی حرف نزدم، بالاخره به باب زنگ زدم. می دونم اشتباهه، ولی نمی دونم چه کار دیگه ای بکنم. ازش پرسیدم چیزی داره که بتونم ازش بخرم. گفت یه چهارم اونس پات مونده. پس کمی از پول عید پاک رو برداشتم و خریدمش. از اون موقع کارم شده دود کردن.

فقط ای کاش، خدایا بابا، مامان یا سم یا خواهرم یا یه کسی بهم می گفت من چه مرگمه. فقط بهم می گفت چجوری می تونم متفاوت باشم که منطقی باشه. چیکار کنم که همه این چیزها بره، ناپدید شه. می دونم درست نیست چون مسئولیت من همینه، و می دونم اوضاع بدتر میشه قبل از این که بهتر شه، چون روانپزشکم اینو گفته، ولی حس سنگینی اینا که بدتره.

می دونم که خودم اینارو سر خودم آوردم و می دونم که لیاقتم همینه. ولی حاضرم هر کاری بکنم که دیگه اینجوری نباشم. حاضرم هرکاری بکنم که کارهام رو برای همه جبران کنم و مجبور نباشم برم پیش روانپزشک تا از “منفعل تهاجمی” بودن برام حرف بزنه و مجبور نباشم قرص هایی رو بخورم که بهم میده چون هزینه زیادی رو دست بابا می ذاره و مجبور نباشم از خاطرات بدم باهاش حرف بزنم، یا برای چیزهای بد احساس دلتنگی پیدا کنم.

بخشی از کتاب مزایای منزوی بودن

از دبیرستان خوشم نمیاد. به سالن غذاخوری «مرکز تغذیه» میگن، که عجیبه. اینجا تو کلاس انگلیسی پیشرفته دختری هست به اسم سوزان. راهنمایی، سوزان دختر با نمکی بود. فیلم دیدن رو دوست داشت و برادرش فرانک براش نوارهای کاست توپی ضبط می کرد که سوزان دست ما هم می داد. ولی تابستون براکت های ارتودنسی اش رو برداشت، یه کم بلندتر و خوشگل تر شد. حالا تو راهرو خیلی کند ذهن بازی در میاره؛ خصوصا وقتی پسرها دورو برش باشن. وقتی سوزان تو جلسه مشاوره در مورد مایکل بود، گفت که مایکل یه بار بهش گفته بود که اون خوشگل ترین دختر دنیاست، با اون براکت ها و بقیه چیزا. بعد ازش خواسته «با هم برن بیرون» که چیز مهمی تو هر مدرسه ای بود. تو دبیرستان بهش «قرار گذاشتن» میگن، و راجع به فیلم ها حرف زده بودن و سوزان خیلی دلش براش تنگ شده، چون مایکل بهترین دوستش بود.

دو ماه گذشته رو تو بیمارستان بودم. تازه دیروز مرخص شدم. دکتر بهم گفت که مامان و بابا منو پیدا کردن که رو مبل تو اتاق پذیرایی نشسته بودم. فقط داشتم تلویزیون نگاه می کردم که روشن نبوده. گفتن نه حرفی می زدم و نه از اون حال بیرون می اومدم. بابام حتی بهم سیلی زده بود تا بیدار شم و همون طور که بهت گفتم، هیچ وقت مارو نزده. ولی اینم جواب نداده، برای همین منو بردن بیمارستان، همون جایی که وقتی هفت سالم بود و خاله هلن مرد، منو بردن. بهم گفتن که یه هفته نه حرفی می زدم و نه کسی رو می شناختم.

حتی پاتریک رو، که گمونم اون موقع برای دیدنم اومده بود. فکر کردن بهش آدم رو می ترسونه. تنها چیزی که یادمه اینه که نامه رو انداختم صندوق پست. چیز دیگه ای که می دونم اینه که تو مطب دکتر نشسته بودم و خاله هلن ام یادم اومد و گریم گرفت و دکتر، که معلوم شد زن خیلی مهربونیه، ازم یه سوال هایی پرسید که جواب دادم. دکترم بهم کمک کرد از اون موقع خیلی چیزها رو حل کنم؛ راجع به خاله هلن ام، راجع به خونوادم و دوستام و حتی خودم.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

مزایای منزوی بودن

نام اصلی کتاب

The perks of Being a Wallflower

نویسنده

استیون چباسکی

مترجم

کاوان بشیری

موضوع

داستان های آمریکایی, قرن 20م

مشخصات ظاهری

224 صفحه

ناشر

انتشارات میلکان

نوبت چاپ

چاپ ششم – 1396

شابک

9786007845370

قیمت

20000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.