فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

تصویر روی جلد کتاب ما دروغگو بودیم

کتاب ما دروغگو بودیم

«ما دروغگو بودیم» رمانی نوشته ایمیلی لاک هارت‎ نویسنده آمریکایی است. این کتاب به عنوان بهترین رمان عاشقانه جوانانه به گزینش سایت گودریدز در سال ۲۰۱۴ برگزیده شد. داستان درباره خانواده ثروتمندی است که تابستان‌ها را در جزیره خصوصیشان سپری می‌کنند. اما در یکی از این تابستان‌ها رویداد خاصی اتفاق می‌افتد که سرنوشت این خانواده را دگرگون می‌کند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

«دوست‎اش داشتم. دوست‎اش داشتم، تا جایی که می‎توانستم. اما حق با او بود. خوب و کامل او را نشناختم. هرگز آپارتمانش را نخواهم دید، دست‎پخت مادرش را نخواهم چشید، دوستان مدرسه‎اش را نخواهم دید. من هرگز روتختی تختخوابش یا پوسترهای روی دیوار اتاقش را نخواهم دید. من هرگز غذاخوری‎ای را که در آن صبح‎ها ساندویچ تخم‎مرغ می‎خورد یا گوشه‎ای را که در آن‎جا دوچرخه‎اش را دوقفله می‎کرد نخواهم شناخت…

 

قیمت پرداختی : 17,000 تومان

ناشر این کتاب

نشر میلکان

نویسنده این کتاب

اِمیلی جنکینز (ایمیلی لاک هارت)

« کتاب ما دروغگو بودیم» رمانی نوشته ایمیلی لاک‎هارت ، نویسنده آمریکایی است. این کتاب به عنوان بهترین رمان عاشقانه جوانانه به گزینش سایت گودریدز در سال ۲۰۱۴ برگزیده شد. داستان درباره خانواده ثروتمندی است که تابستان‌ها را در جزیره خصوصیشان سپری می‌کنند. اما در یکی از این تابستان‌ها رویداد خاصی اتفاق می‌افتد که سرنوشت این خانواده را دگرگون می‌کند

عکس و جملات ناب کتاب ما دروغگو بودیم

موضوع کتاب ما دروغگو بودیم

به خانواده ی زیبای سینکلرخوش امدید. هیچ کس اینجا مجرم نیست، هیچ کس این جا معتاد نیست، هیچ کس این جا مایع سرخوردگی نیست. سینکلرها آدم های ورزشکار، قد بلند و خوش سیمایی هستند. ما از اشراف زادگان دموکرات هستیم. لبخند های ما گشاد است، چانه هایمان مربع و در بازی تنیس تهاجمی هستیم. مهم نیست اگر طلاق ماهیچه قلب ما چنان از هم گسیخته باشد که برای هر تپش به سختی تقلا کند. مهم نیست اگر پیشخوان آشپز خانه از صورت حساب های پرداخت نشده ی بانکی پر شده باشد. مهم نیست اگر قوطی های قرص رو میز  تختخواب باشد، مهم نیست اگر یکی از ما مایوسانه، مایوسانه عاشق باشد.

آنقدر زیاد عاشق باشد که باید به همان اندازه پیشگیری های شدید در نظرگرفته شود. ما سینکلر هستیم. هیچکس اینجا محتاج نیست، هیچ کس اینجا اشتباه نیست.شاید دانستن همین برای تان کافی باشد.

برش هایی از کتاب ما دروغگو بودیم

روزی روزگاری پادشاهی بود سه دختر زیبا داشت. این دخترها بزرگ و هر کدام برای خود زنی شدند. بچه دار شدند، بچه هایی زیبا، خیلی زیاد، خیلی، فقط اتفاق بد رخ داد.اتفاقی احمقانه، مجرمانه، وحشتناک، اتفاقی که نباید هرگز رخ می داد، و با این حال اتفاقی که می تواند، در نهایت بخشیده شود. بچه ها در آتش مردند… همه جز یک نفر. « صفحه ی 200- از کتاب ما دروغ گو بودیم»

من عاشق کسی بودم که از دنیا رفت. همراه با دو نفر دیگری که در این دنیا بیش از همه دوست داشتم.این عمده ترین چیزی است که در مورمن دانسته اند. تنها چیزی در مورد من برای مدتی بسیار طولانی. اگرچه خود از آن  بی خبربودم اما باید چیزهای بیشتری برای دانستن باشد. چیز های بیشتری خواهد بود. اسم کامل من کیدنس سینکلر ایستمن است.از میگرن رنج می برم. احمق ها را تحمل نمی کنم. از پیچاندن معنا، خوشم می آید. من، بردباری می کنم. « صفحه ی 202- از کتاب ما دروغگو بودیم»

کبریت ها را از او گرفتند و روشن شان کردند. جادوگر نگاه کرد که زیبایی آن ها سوخت، جست و خیز آن ها، بینش آن ها، بذله گویی آن ها، دل پاک آن ها، رویاهای آن ها برای آینده، او نگاه کرد که همه ی این ها در دود ناپدید شد. « صفحه ی 178- از کتاب ما دورغگو بودیم»

قسمتی از کتاب ما دروغگو بودیم

«دوست‎اش داشتم. دوست‎اش داشتم، تا جایی که می‎توانستم. اما حق با او بود. خوب و کامل او را نشناختم. هرگز آپارتمانش را نخواهم دید، دست‎پخت مادرش را نخواهم چشید، دوستان مدرسه‎اش را نخواهم دید. من هرگز روتختی تختخوابش یا پوسترهای روی دیوار اتاقش را نخواهم دید. من هرگز غذاخوری‎ای را که در آن صبح‎ها ساندویچ تخم‎مرغ می‎خورد یا گوشه‎ای را که در آن‎جا دوچرخه‎اش را دوقفله می‎کرد نخواهم شناخت.

من حتی نمی‎دانم که ساندویچ تخم‎مرغ می‎خرید یا پوستر به دیوار می‎زد. من نمی‎دانم که دوچرخه یا روتختی داشت. من تنها گوشه‎ای را که در آن دوچرخه‎اش را دوقفله می‎کرد تصور می‎کنم، چون من هرگز با او به خانه‎اش نرفتم، هرگز زندگی‎اش را ندیدم، هرگز آن گتی را نشناختم که بیرون از جزیره‎ی ‎بچوود بود. اتاقش باید تا الان خالی شده باشد. دو سال می‎شود که مرده است.

ما می‎توانستیم باشیم.

ما می‎توانستیم باشیم.

من تو را از دست دادم، گت، چون مأیوسانه، عاشق بودم.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب ما دروغگو بودیم

نویسنده

ایمیلی لاک هارت

مترجم

کاوان بشیری

موضوع

داستان های انگلیسی

مشخصات ظاهری

208 صفحه

ناشر

نشر ملیکان

نوبت چاپ

چاپ دوم – 1395

شابک

9786007443248

قیمت

17000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

کتاب کتاب ما دروغگو بودیم در رسانه ها

افتخارات کتاب ما دروغگو بودیم

  • از بهترین رمان های سال 2014
  • از پرفروش ترین رمان های نیویورک تایمز
احتمالا مایل به بررسی این محصولات نیز هستید