فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

تصویر جلد کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است اثر فردریک بکمن

کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است

این بار فردریک بکمن در کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است پنجره ای رو به حقیقتی زیبا به رویمان باز کرد که به هیچ عنوان نمی توان از دستش داد. دیدگاه ها و نگرشی تازه نسبت و به مرگ و زندگی نسبت به تمامی فلسفه هایی که تا به حال قادر به درکشان نبوده ایم. اما اگر می خواهید از سطح فاصله بگیرید و وارد قسمت عمیق تری از زندگی شوید و مفاهیمی را که تا به امروز درک نکرده اید را با زبانی ساده تر درک کنید این کتاب را به هیچ عنوان از دست ندهید.

قیمت پرداختی : 27,000 تومان

ناشر این کتاب

نشر نون

در دست تکمیل...

نویسنده این کتاب

فردریک بکمن

سفارش سریع و آسان کتاب

برای زمان شما ارزش قائل هستیم. تنها با پر کردن فرم زیر این کتاب را سفارش دهید. (دیگر نیاز به ثبت فاکتور نیست، همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت.)

عکس و جملات ناب کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است

معرفی کتاب

سوالی که همیشه ذهن انسان را به خود مشغول می کند مفهوم زندگی است. فلسفه زندگی کردن درکش دشوار است و هنوز زندگی برای خیلی از آدم ها دستش رو نشده. خیلی از ما انسان ها نمی دانیم از کجا آمده ایم و آمدنمان بهر چه بوده است؟

« مرگ » همیشه برایمان پدیده ای مبهم بوده. در واقع ما انسان های نباتی هستیم نه درکی از زندگی داشته ایم و نه از مرگ. اما این بار فردریک بکمن در کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است پنجره ای رو به حقیقتی زیبا به رویمان باز کرد که به هیچ عنوان نمی توان از دستش داد. دیدگاه ها و نگرشی تازه نسبت و به مرگ و زندگی نسبت به تمامی فلسفه هایی که تا به حال قادر به درکشان نبوده ایم. اما اگر می خواهید از سطح فاصله بگیرید و وارد قسمت عمیق تری از زندگی شوید و مفاهیمی را که تا به امروز درک نکرده اید را با زبانی ساده تر درک کنید این کتاب را به هیچ عنوان از دست ندهید.

کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است ماجرای مادربزرگی هفتاد و هشت ساله ی جراحی است که به گفته ی نوه اش می خواهد برای مرگ دردسر ایجاد کند.او که همسایه ها را به مرز جنون رسانده، با نوه اش السای هفت ساله که عاشق ویکی پدیا و ابرقهرمانان است و در عالم تخیل سپری می کند  مهیج ترین حوادث را تجربه می کند. تا سرانجام مادربزرگ او را وارد بزرگ ترین ماجراجویی زندگی اش می کند ولی این بار در دنیای واقعی چه بر سره السا و مادربزرگش می آید را در کتاب بخوانید و جمله ای از کتاب که برایتان جذاب بود را با ما به اشتراک بگذارید تا ما هم در لذتی که در خواندن این کتاب بردید سهیم شویم.

قسمتی از کتاب

در سرزمین نیمه بیداری هیچ وقت نباید گفت « خداحافظ »، به جایش می گویند « به زودی می بینمت ». این مسئله برای اهالی سرزمین نیمه بیداری خیلی مهم است، چون آن ها معتقدند هیچ چیز به طور کامل نمی میرد، بلکه به قصه تبدیل می شود، ساختارش کمی پس و پیش می شود و زمان فعل ها از « حال » به « گذشته » تبدیل می شود.

مراسم در سرزمین نمیه بیداذی چندین هفته طول می کشد، چون بعضی اتفاق ها در زندگی فرصت خوبی برای نقل قصه ها در اختیار آدم می گذارند. در حقیقت، روز اول قصه هایی با مضمون غم و اندوه نقل می شود، و همین طور که روزها و شب ها می گذرند قصه ها تغییر می کنند و کم کم طوری می شوند که بسته کرم مرطوب کننده خریده و دستورالعمل روی بسته را خوانده: « فقز برای صورت به دور چشم مالیده نشود » و برداشته زنگ زده به شرکت تولید کننده و با کلی دلخوری اعلام کرده دور چشم ها هم بخشی از صورت است. با اینکه مرحومه پیش از یک مهمانی بزرگ در قلعه یک اژدها استخدام کرده تا سطح رویی کرم بروله را با آتشی از دهانش در می آید کاراملی کند. اما یادش رفته از آزدها بپرسد مبادا سرما خوردگی داشته باشد. یا اینکه با لباس خواب جلو باز رو بلکن خانه اش ایستاده . با تفنگ رنگ پاش به ملت شلیک کرده.

و اهالی میاماس چنان قهقهه می زنند که قصه ها مثل فانوس دور قبر قرار می گیرند. تا جایی که همه ی قصه ها به یک قصه ی واحد و همه ی زمان ها به یک زمان واحد تبدیل می شود. مردم آن قدر می خندند تا جایی که هیچ کس فراموش نکند این تنها چیزی است که می رویم از خود به جا می گذاریم: خنده.

برش هایی از کتاب

نووین از بچه ها متنفر است، چون بچه ها این دروغ نووین را که می گوید، زمان خطی است را قبول ندارند. بچه ها می دانند که زمان فقط یک حس است؛ بنابراین، « حالا » برای آن ها یک کلمه بی معنی است، برای مامان بزرگ هم همین طور. جورج همیشه می گفت مامان بزرگ به زمان اعتقاد ندارد، زمان ناباور است، و تنها مذهبی که به آن اعتقاد داشت یکی از شاخه های بودائیسم به نام « بعدا انجامش می دهیم » بود. « صفحه – کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است »

 

فقط آدم های پر مدعای دنیای واقعی که هیچ چیز را بهتر نمی دانند ممکن است که جمله ای تا این حد احمقانه بگویند که « فقط یه کابوس بوده ». هیچ « فقط » کابوسی وجود ندارد، کابوس ها موجودات زنده هستند، ابرهای سیاه و کوچکِ نا امنی و اندوه که شب ها وقتی همه خواب اند یواشکی بین خانه ها رفت و آمد می کنند، همه ی در و پنجره ها را امتحان می کنند تا راه ورودی پیدا کنند و اضطراب به بار بیاورند. همین است که شکارچی های کابوس وجود دارند. کابوس ها را نمی شود کشت، اما می شود ترساند. « صفحه 230 – کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است »

 

در سرزمین نیمه بیداری قصه گوهایی هستند که می گویند همه ی ما یک صدای درونی داریم که تو گوشمان نجوا می کند چه کار باید بکنیم و ما باید به حرفش گوش بدهیم. السا هیچ وقت واقعا به این قضه باور نداشته، چون تصور این که یک نفر دیگر در درون او صدایی داشته باشد برایش خوشایند نیست، و مامان بزرگ همیشه می گفت فقط روانشناس ها و قاتل ها « صدای درونی دارند ». مامان بزرگ هیچ وقا از روانشناسی آن طور که باید و شاید خوشش نمی آمد. گرچه در مورد زن دامن مشکی سعی خودش را کرد. « صفحه 241 – کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است »

 

بزرگ ترین توانایی مرگ میراندن آدم ها نیست، بزرگ ترین توانایی اش این است که می تواند کاری کند که بازمانده ها آرزو کنند زندگی شان متوقف شود، السا با خودش فکر می کند، حدس می زند این جمله احتمالا از سرزمین نیمه بیداری آمده، البته با توجه به رویکرد مامان بزرگ نسبت به مرگ این حدس چندان متحمل به نظر نمی رسد. مرگ برای مامان بزرگ حکم انتقام را داشت. همین بود که هیچ وقت دلش نمی خواست در مورد آن صحبت کند. و به همین دلیل بود که جراح شد تا بتواند هرچه می تواند برای مرگ دردسر درست کند. « صفحه 242 – کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است »

 

در دنیای واقعی مردم همیشه می گویند وقتی اتفاق وحشتناکی می افتد اندوه و درماندگی و دردی که در قلبمان حس می کنیم « با گذشت زمان کمتر می شود »، اما این حقیقت ندارد. اندوه و دردِ از دست دادن همیشگی است، اما اگر قرار باشد برای همه ی عمر آن ها را با خودمان حمل کنیم، طاقتمان تمام می شود. غم و اندوه فلجمان می کند. بنابراین، در نهایت، اندوهایمان را بسته بندی می کنیم و جایی می گذاریم. « صفحه 242 – کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است »

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است

نام اصلی کتاب

My Grandmother Asked Me to Tell You She’s Sory

نویسنده

فردریک بکمن

مترجم

نیلوفر خوش زبان

موضوع

داستان های سوئدی

مشخصات ظاهری

400 صفحه

ناشر

نشر نون

نوبت چاپ

چاپ سوم – 1396

شابک

9786007141892

قیمت

27000 تومان

احتمالا مایل به بررسی این محصولات نیز هستید