فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم - اثر ال.جی.اسمیت - نشر ویدا فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس تصویر جلد

کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم – اثر ال.جی.اسمیت

کتاب عطش خون داستان زندگی پسریست به نام استفان سالواتوره که دختری که روزی عشق اول او  بود او را تبدیل به خون آشام می کند و روح او را نابود می سازد.

استفان و برادرش دیمون از شهری که در او به دنیا آمده اند باید فرار کنند تا راز خون آشام شدنشان برملا نشود. آن دو برای  پیدا کردن جایی امن به سمت نیواورلنان حرکت می کنند. اما وقتی به آنجا می رسند با مشکل بزرگی روبرو می شوند، شهر پر از خون آشام و شکارچی خون آشام می باشد.

قیمت پرداختی : 16,000 تومان

عکس و جملات ناب کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم – اثر ال.جی.اسمیت

کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم - اثر ال.جی.اسمیت - نشر ویدا

درباره نویسنده ال. جی. اسمیت

نویسنده کتاب عطش خون  خانم جیم اسمیت متولد 1965 در ایالات متحده آمریکا می باشد. وی نویسنده داستان های بزرگسالان است که بیشتر در سبک های  وحشت, علمی–تخیلی, خیال‌پردازی, رمان رمانتیک می نویسد.  مشوق او برای نوشتن معلم انگلیسی او  زوئی گیبس بود. او که استعداد نگارش را در اسمیت دید او را به این کار ترقیب کرد

ال.جی. اسمیت را بیشتر به خاطر کتاب های خاطرات خون آشام و شب جهان به شهرت رسید. و نامزد دریافت جایزه شد.

جیم اسمیت، نویسنده آمریکایی داستانی بزرگسالان جوان است که بیشترین بازدیدش در سریال “The Vampire Diaries” شناخته شده است که به یک نمایش تلویزیونی موفق تبدیل شده است. کتاب های او، به ویژه خاطرات خون آشام و شب جهان، برای جوایز نامزد شده اند.

کتاب عطش خون فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس 1

موضوع کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم

کتاب عطش خون داستان زندگی پسریست به نام استفان سالواتوره که دختری که روزی عشق اول او  بود او را تبدیل به خون آشام می کند و روح او را نابود می سازد.

استفان و برادرش دیمون از شهری که در او به دنیا آمده اند باید فرار کنند تا راز خون آشام شدنشان برملا نشود. آن دو برای  پیدا کردن جایی امن به سمت نیواورلنان حرکت می کنند. اما وقتی به آنجا می رسند با مشکل بزرگی روبرو می شوند، شهر پر از خون آشام و شکارچی خون آشام می باشد.

در این میان ایلنا گیلبرت که یک دختر دبیرستانی است که قلبش بین این دو برادر گیر کرده و مثلث عشقی بدی را ایجاد کرده است.

 

برش هایی از کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم

  • دستانم همچنان در هوا بود، لبانم را به هم فشردم. قبلاً فهمیده بودم که هر نشانه ای از اضطراب باعث بیرون زدن دندان های نیش و گشاد شدن مردمک هایم می شود. نمی خواستم تا وقتی نفهمیدم با چه چیزی سر و کار دارم، برای حمل آماده شوم. « صفحه 84- کتاب عطش خون »
  • حالا کلی مرتب وارد افکارم می شود. صور فلکی کک مک های روی پوستش، مژه های بلندش، لبخند سرزنده و شادابش. نمی توانم جلو خودم را بگیرم و این شیوه به کارگیری قدرتش را تحسین نکنم. تحسینش نکنم که چطور توجه و احترام کارکنان پدرش را بر می انگیزد، ولی در عین حال در کنار من نرم می شود و وقتی که فکر می کند کسی نمی بیند، خودش را نزدیک من می کشد.« صفحه 142- کتاب عطش خون »
  • وقتی به خانه خون اشام ها برگشتم، ماه در اوج آسمان بود. لکسی روی مبل دراز کشیده و چشمانش را بسته بود و به پیانویی گوش می داد که هوگو می نواخت. پیانو چنان ناکوک بود که آهنگی که هوگو می نواخت و قرار بود موسیقی مارش انقلابی مهیجی باشد، بیشتر شبیه سروع عزای ترحیم بود. با این  حال نتوانستم جلو خودم را بگیرم، لکسی را بلند کردم و با رقصی بالبداهه، چرخاندم. « صفحه 142- کتاب عطش خون »

بخشی از کتاب عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم

خم شدم و دندان های نیشم را به رخ کشید. بوی سرسام آور خون از هر گوشه اتاق به مشام می رسید و سرم را به دوران می انداخت. نمی شد فهمید که اولین حمله از کدام سمت خواهد بود.

خون آشام ها دوباره غریدند و من هم در جواب خرخر کوتاهی کردم. حلقه را دورم تنگ تر  کردند. سه نفر بودند و من  مثل ماهی در تور، مثل گوزنی در محاصره گرگ ها، گیر افتاده بودم.

یکی از خون آشام ها پرسید: « فکر کردی داری چه کار می کنی؟ » انگار در اواسط بیست سالگی بود و رد زخمی بر صورتش داشت که از چشم چپ تا گوشه لبش کشیده شده بود.

گفتم: «منم یکی از شمام.» راست ایستادم و دندان های نیشم را نشان دادم. خون آشامی مسن تر با صدایی آهنگین گفت: «اوه، یکی از ماست!» عینک داشت و جلیقه ای راه راه روی پیراهنی با یقه سفید پوشیده بود. اگر دندان های نیش یا چشمان قرمزش نبود، می توانست یک حسابدار یا از دوستان پدرم باشد!

صورتم را خونسرد نگه داشتم. «من با شماها مشکلی ندارم،  برادرها.»

دیگری با موهای گندمگون گفت: «ما برادر تو نیستیم.» قیافه اش به بیشتر از پانزده سال نمی خورد. صورتش صاف بود، ولی چشمان سبزش خشن بود.

خون آشام مسن تر جلو آمد و با انگشت استخوانی اش طوری به سینه ام سیخونک زد که انگار میخی چوبی است. «خوب، برادر، شب خوبی برای شام خوردنه… شاید هم برای مردن. چی فکر می کنی؟ »

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

عطش خون «خاطرات استفان» جلد دوم

نام اصلی کتاب

the Vampire Diaries

نویسنده

ال.جی. اسمیت

مترجم

بهنام حاجی زاده

موضوع

داستان های آمریکایی, خاطرات خون آشام

مشخصات ظاهری

204 صفحه

ناشر

نشر ویدا

نوبت چاپ

چاپ سوم – 1396

شابک

9786002911810

قیمت

16000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.