فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

کتاب طبل حلبی فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس 1

کتاب طبل حلبی – اثر گونتر گراس – انتشارات نیلوفر

کتاب طبل حلبی که در سال 1959 به چاپ رسیده است یکی از شاهکارهای آقای گونتر گراس است که توانست جایزه نوبل سال 1999 را نصیب خود کند.این کتاب داستان زندگی پسریست به نام اسکار که در سن سه سالگی با میل خود از نظر جسه بزرگتر نمی شود، ولی از نظر فکری به بلوغ می رسد. این مسئله باعث می شود که همه او را کودکی بنگارند ولی او همه چیز را می فهمد و درک می کند. او با ظاهر ناقص الخلقه خود از احساسات مردم سوء استفاده می کند.

قیمت پرداختی : 65,000 تومان

ناشر این کتاب

انتشارات نیلوفر

انتشارات نیلوفر در سال 1356 تاسیس شد و تاکنون بیش از 700 عنوان کتاب در حوزه های ادبیات داستانی، ادبیات نمایشی، نقد ادبی، فلسفه، شعر و دین منتشر کرده است. انتشارات نیلوفر چه زیبا و برازنده نام خود را انتخاب نمود. نیلوفر آبی نماد این انتشارات است. نیلوفر آبی مهمترین نشست در یوگاست و بطور کلی یکی از مهمترین نمادها در هند باستان و مبین رسیدن به روشنایی درونی و به قول بودائیان ( روشن شدگی) یا اشراق.

عکس و جملات ناب کتاب طبل حلبی – اثر گونتر گراس – انتشارات نیلوفر

کتاب طبل حلبی - اثر گونتر گراس - انتشارات نیلوفر

درباره نویسنده گونتر گراس

نویسنده کتاب طبل حلبی آقای گونتر گراس داستان نویس، شاعر، و نمایشنامه نویس آلمانی، قبل از آنکه در اکتبر 1999، پس از انتظاری که سالیان دراز وجود داشت، سرانجام به دریافت جایزه نوبل ادبیات مفتخر شود، از شهرت و اعتبار کافی برخوردار بود.

عمدتا سه اثر برجای ماندنی عامل این شهرت و اعتبار محسوب می شود:

  • کتاب طبل حلبی
  • کتاب موش و گربه
  • کتاب سالهای سگی

گونتر گراس در سال 1927 در محله آلمانی نشین لانگ فوهر واقع در شهر دانتزیگ لهستان، که آن زمان شهر آزاد دانتزیگ خوانده می شد و اینک گدانسک نامیده می شود، زاده شد. در شهری که به قول خودش: «وقتی آن نامیده می شد و اینک این.» پدرش آلمانی و کارمند جز اداره بود که بقالی هم می کرد. گراس در سیزده سالگی نخستین قصه اش را برای شرکت در یک مسابقه نوشت.

وی در سال 2015 در سن 87 سالگی چشم از جهان بست.

کتاب طبل حلبی فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس 1

موضوع کتاب طبل حلبی

کتاب طبل حلبی که در سال 1959 به چاپ رسیده است یکی از شاهکارهای آقای گونتر گراس است که توانست جایزه نوبل سال 1999 را نصیب خود کند.

این کتاب داستان زندگی پسریست به نام اسکار که در سن سه سالگی با میل خود از نظر جسه بزرگتر نمی شود، ولی از نظر فکری به بلوغ می رسد. این مسئله باعث می شود که همه او را کودکی بنگارند ولی او همه چیز را می فهمد و درک می کند. او با ظاهر ناقص الخلقه خود از احساسات مردم سوء استفاده می کند.

نویسنده در مصاحبه‌های مختلف خود بارها گفته است که او هیچ وقت انتظار نداشته این رمان تا این اندازه مورد استقبال خوانندگان و منتقدان قرار گیرد.

گراس دربارهٔ شوخی‌های اسکار، قهرمان رمانش با مسیح و مذهب می گوید: «شوخی‌ها و طنز او دشمنی با مذهب نیست. اسکار دچار توهم می‌شود و به خیالات واهی می‌افتد. همان چیزی که در خیلی از مردم می‌بینیم. اسکار فکر می‌کند مسیح نجات‌دهنده است.»

 

 

برش هایی از کتاب طبل حلبی

  • ما ساعتها نشستیم و با هم نواختیم. وقتی پدر بزرگم را روی کلکها به صورت واریاسیونهای متعدد گریزاندیم گرچه اندکی خسته شده بودم در عین شادکامی نجات معجزآسای احتمالی آتش افروز فقید را به ایجاز در سرودی باشکوه نواختیم. « صفحه 684 – کتاب طبل حلبی »
  • دیگر برایتان چه بگویم؟زیر دو چراغ شصت واتی به دنیا آمدم و در سه سالگی به عمد رشد خود را متوقف کردم و طبل نواز و شیشه شکن شدم. وانیل بوییدم و در کلیسا سرفه کردم و لوتسی را غذا دادم در جنب و جوش مورچگان باریک شدم و باز به راه افتادم. طبلم را در خاک کردم و شرق را گذاشتم و به غرب گریختم. « صفحه 790 – کتاب طبل حلبی »
  • عاقبت در آن گوشه دنج من، در آن هزارتوی چوبینی، که از معده آن ماهی معروف بزرگتر نوبد آرامش بر قرار شد و یونس، در روغن ماهی خیس خورده، در کنج آن چندک زده بود. نه، اسکار پیغمبر نبود، گرسنه اش شده بود. خدایی نبود که به او بگوید: برخیز و به نینوی شهر بزرگ برو و آن وعظ را که من به خواهم گفت بایشان ندا کن.« صفحه 163 – کتاب طبل حلبی »

بخشی از کتاب طبل حلبی

دیگر برایتان چه بگویم؟زیر دو چراغ شصت واتی به دنیا آمدم و در سه سالگی به عمد رشد خود را متوقف کردم و طبل نواز و شیشه شکن شدم. وانیل بوییدم و در کلیسا سرفه کردم و لوتسی را غذا دادم در جنب و جوش مورچگان باریک شدم و باز به راه افتادم. طبلم را در خاک کردم و شرق را گذاشتم و به غرب گریختم. سنگتراشی آموختم و مدل نقاشی شدم. باز طبل نوازی پیشه کردم، به زیاد پناهگاههای بتونی رفتم، پول به دست آوردم و انگشت بریده در شیشه خیساندم.

بعد انگشت را بخشیدم و خندان گریختم. با پله برقی صعود کردم و به دست پلیس افتادم. در دادگاه محکومم کردند و تحویل آسایشگاهم دادند و از قرار معلوم به زودی آزاد خواهم شد و امروز سی امین سالروز تولدم را جشن می گیرم و هنوز که هنوز است از آشپز سیاه می ترسم. آمین!

سیگار خاموش کرده ام را انداختم و سیگار میان زهوارهای پله ها جا گرفت. اسکار پس از آنکه مدتی بر فرازی با میل چهل و پنج درجه رو به آسمان صعود می کرد چند قدم هم افقی روی پله ها پیش رفت و پشت سر زوج بی حیای پلیس و جلو مادربزرگ غرغرو از پله متحرک به روی سطح فلزی و بی حرکت ایستگاه رانده شد و بعد از آنکه ماموران پلیس پیش آمدند و خود را معرفی کردند و او را آقای ماتزرات خواندند به تبعیت از افکاری که پله برقی به او القا کرده بود اول به آلمانی و چون دید که در برابر پلیس بین المللی است جمله را به فرانسه و بعد به انگلیسی تکرار کرد و گفت: I AM JESUS

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب طبل حلبی

نام اصلی کتاب

Die blechtrommel

نویسنده

گونتر گراس

مترجم

سروش حبیبی

موضوع

داستان های آلمانی

مشخصات ظاهری

793 صفحه

نوبت چاپ

چاپ هفتم – 1395

شابک

9789644481666

قیمت

65000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.