فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

کتاب سورمه سرا - اثر رامبد خانلری - نشر بان نشر | آگه - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - تصویر جلد

کتاب سورمه سرا – اثر رامبد خانلری

من، شما و تمام آدم هایی که می شناسیم و نمی شناسیم در زندگی چیزهای با ارزشی را از دست داده ایم؛ گاهی با ارزش ترین چیزمان را. این چیزهای با ارزش بعد از دست رفتن به کجا می روند؟

به جایی به نام سورمه سرا.

سه سال پیش همسرم را از دست دادم، یعنی سه سال پیش همسرم خودش را کشت. حالا بعد از سه سال نامه ای از او به دستم رسیده است. خط و ربط خودش است و نامه را همین دیشب یا پریشب نوشته است. روی پاکت نامه مهر اداره پست سورمه سرا است. می خواهم تا سورمه سرا بروم و ببینم که چجور جایی است؟ اگر شما هم ارزشمندترین چیز زندگیتان را از دست داده اید، شال و کلاه کنید با هم برویم.

قیمت پرداختی : 10,000 تومان

عکس و جملات ناب کتاب سورمه سرا – اثر رامبد خانلری

پادکست کتاب سورمه سرا – اثر رامبد خانلری

کتاب سورمه سرا - اثر رامبد خانلری - نشر بان نشر | آگه

مختصری درباره نویسنده جوان کتاب ، رامبد خانلری

رامبد خانلری در سال 1362 در تهران بزرگ به دنیا آمده و فارق ‌التحصیل مهندسی شیمی است. خانلری از سال ۱۳۸۶ نوشتن را شروع کرد و اولین مجموعه ‌داستانش به نام سرطان جن را نشر آگه در سال ۱۳۹۲ منتشر کرد. که نامزد نهایی دریافت جایزه جلال شد و موفق شد جایزه مهرگان بهترین مجموعه‌ داستان در دو سال 1392 و 1393 از آن خود کند.

دومین مجموعه‌ داستان او “آقای هاویشام” سال 1395 توسط نشر آگه منتشر شده است. خانلری همچنین دبیر داستان ایرانی هفته ‌نامه کرگدن و مجموعه‌ سمر است. که رمان سورمه ‌سرا از مجموعه‌ سمر همین امروز (به تاریخ 20 دی ماه 1396) توسط نشر آگه و نشر بان منتشر شده است.

– کار عالم سمر است –

متن معرفی کتاب سورمه سرا

من، شما و تمام آدم هایی که می شناسیم و نمی شناسیم در زندگی چیزهای با ارزشی را از دست داده ایم؛ گاهی با ارزش ترین چیزمان را. این چیزهای با ارزش بعد از دست رفتن به کجا می روند؟

به جایی به نام سورمه سرا.

سه سال پیش همسرم را از دست دادم، یعنی سه سال پیش همسرم خودش را کشت. حالا بعد از سه سال نامه ای از او به دستم رسیده است. خط و ربط خودش است و نامه را همین دیشب یا پریشب نوشته است. روی پاکت نامه مهر اداره پست سورمه سرا است. می خواهم تا سورمه سرا بروم و ببینم که چجور جایی است؟ اگر شما هم ارزشمندترین چیز زندگیتان را از دست داده اید، شال و کلاه کنید با هم برویم.

برشی از کتاب سورمه سرا

صبحی که می خواست کار را تمام کند، چشمش به راه مانده بود انگار که توی فکر باشد، بعد ته فکرش را بلند گفت، همانطور که چشم هایش به راه مانده بود، گفت: «کاش خدا ناخدا بود.» بعد که چشمش به نگاه گیج و گول و از همه جا بی خبر من افتاد، ادامه داد: «اون وقت انقدر ازش نمی ترسیدم.» «صفحه 70 – کتاب تازه از تنور درآمده ی سورمه سرا »

عزیز ایستاده و نگاهم می کند. سنگینی نگاهش من را به خودم می آورد، معذب می شوم. «چرا فکر می کنی مرده اگه زیر خاک آب ببینه جوونه می زنه و میاد بیرون؟» می خندد، چند قدم جلو می آید و می نشیند. می گوید: «خاک مادره، همه چیز از دل خاک میاد بیرون. آب هم پدره، خاکی که آب ببینه آبستن میشه، هرچی تو دلش باشه میشه نطفه، جوونه می زنه و از خاک سر می کشه بیرون، می خواد ترب باشه، می خواد آدم باشه، هرچی باشه از دل خاک می کشه بیرون.» «صفحه 74 – کتاب سورمه سرا »

مگر می شود کسی این نامه را باور کند؟ مگر می شود کسی این نامه را ببیند و به من نخندد؟ زن های فامیل و دوست و آشنا هدیه را دیده بودند که بی صدا خوابیده روی تخت سنگی غسالخانه و شسته می شود. همه مردنش را باور کرده بودند و از کار و زندگی شان زده بودند، آمده بودند کنار من باشند تا من هم رفتنش را باور کنم. حالا بهشان بگویم این همه زحمتی که کشیدید به هدر رفت؟ «صفحه 42 – کتاب سورمه سرا »

کاغذ را از توی جیب پیراهنم بیرون می آورم، برای بار هزارم چهارتایش را باز می کنم و برای بار هزارم و شاید بیشتر، از سر می خوانمش: وقتی یه نامه ای با سلام شروع نمیشه یعنی نویسنده نامه از اونی که قراره نامه رو بخونه ناراحته. کاش بدونی که همه چیز مال آدم ها نیست. این نامه رو نوشتم که بدونی، همه چیز مال آدم ها نیست. «صفحه 39 – کتاب سورمه سرا »

قسمتی از سورمه سرا ، کتاب سوم رامبد خانلری

عزیز نوک تیز تکه چوب را روی خاک می سراند، خاک را می خراشد و شکل می کشد، شکلی که یک گوشه اش نوشته: «ناخدا» یک بار توی ذهنم با خودم تکرار می کنم: «ناخدا کیه؟» و بعد صدایم را می اندازم توی گلو و از عزیز می پرسم: «ناخدا کیه؟» عزیز بدون اینکه سرش را بلند کند بی صدا لبخند می زند.

شاید اگر چشم هایش پیدا بود لبخندش به نظرم رندانه نمی آمد. اول با نوک پوب ناخدای روی خاک را خط خطی می کند و بعد می گوید: «ناخدا زنته.»


پیرمرد چشم هایش را تنگ می کند، لب پایین اش را بر می گرداند و بالا می کشد، انگار که در دلش می گوید عجب. «باباجون تو چی می بینی که من نمی بینم. فکر کنم وهم بیابون گرفتت. من هم اوایل که اومده بودم اینجا زیاد گرفتار وهم و رویا می شدم. می نشستم این وسط تو بیداری خواب می دیدم. یه بار…»

نمی دانم چرا حرفش را قطع می کند؟ به جایی خیره می شود و چیزی نمی گوید. بعد از چند لحظه به خودش می آید و ادامه می دهد: «یه بار سبقت اومد همینجا، املت درست کردم و باهم خوردیم، حتی تخم مرغ هاش رو سبقت داد، همه دو زرده. بهش گفتم مشتی چرا رفتی؟ بهم گفت تو اگه چشمت به دنیا وا می شد، به دیدن این برهوت و همین چندتا خونه فزرتی رضا می دادی؟»

گلوله تیره توی آسمان سورمه سرا وهم و خیال نیست، حقیقت است. وهم بیابان این بود که گمان کردم پیش از این، جایی خوانده ام که شبی هست که آسمان دو ماه را در خودش جا داده است.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

سورمه سرا

نویسنده

رامبد خانلری

موضوع

داستان های کوتاه فارسی

مشخصات ظاهری

115 صفحه

ناشر

آگه, بان

نوبت چاپ

چاپ اول – 1396

شابک

9786009840618

قیمت

10000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.