فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

4.60
تصویر جلد کتاب رهش اثر رضا امیرخانی

کتاب رهش

کتاب رهش درباره « شهر » است. اما نه شهری نمادین، بلکه درباره « تهران » است تهرانی حقیقی که روز به روز چهره اش زشت تر می شود. تهرانی که در دودی بی انتها غرق می شود و بناهای قدیمی آن که خاطرات مارا با خودش یدک می کشد روز به روز تخریب می شوند و به یغما می روند و خاطرات ما را نیز با خود می برند. چهره ی شهر هر روز زشت تر می شود و تمامی شهر در جرثقیل ها و تاور کرین های مختلف در دود گم می شود. دیگر از آن خانه های قدیمی و حوض های آبی و شمعدانی های کنار حوض خبری نیست. همه در قوطی کبریت های سرد و بی روحی زندگی می کنیم و خالی می شویم خالی از عاطفه و تمام حس های خوب و مثبت.

قیمت پرداختی : 18,000 تومان
شناسه محصول: ۹۷۸۶۰۰۳۵۳۳۹۵۰ دسته: , برچسب: ,

ناشر این کتاب

نشر افق

زمینۀ کاری انتشارات افق بیشتر در حوزۀ ادبیات و به ویژه ادبیات کودک می باشد. می توان قصه های مصور، قصه های منظوم، رمان کودک، افسانه، شعر و آموزش های مصور و کتاب های شکفتنی برای گروه سنی خردسال و کودک؛ رمانِ نوجوان ،داستان کوتاه، شعر، طنز، نثر ادبی و کتاب های علمی و آموزشی برای گروه سنی نوجوانان و همچنین داستان های کوتاه علمی، تئوری ادبی و تئوری ادبیات کودک و نوجوان برای گروه سنی بزرگسال را به عنوان زمینۀ کاری این نشریه نام برد.

نویسنده این کتاب

رضا امیرخانی

رضا امیر خانی، نویسنده و منتقد ادبیِ انقلابی و به گفتۀ برخی، اصول گرا،ی کشورمان. در حال حاضر 55 سال سن، یک پسر و تعداد زیادی رمان، مقاله و مجموعه داستان را در کارنامۀ خود به ثبت رسانده است! جوانترین خلبان سال 1371 ایران. و عضوی از کاتبان رهبری( در سفر سید علی خامنه ای به سیستان و بلوچستان، رضا امیرخانی برای ثبت وقایع ایشان را همراهی نمود، که حاصلِ این همراهی "داستانِ سیستان"بود).نویسنده ای که تاکنون بخش مالی جوایز خود را قبول نکرده است.

عکس و جملات ناب کتاب رهش

معرفی کتاب

کتاب رهش درباره « شهر » است. اما نه شهری نمادین، بلکه درباره « تهران » است تهرانی حقیقی که روز به روز چهره اش زشت تر می شود. تهرانی که در دودی بی انتها غرق می شود و بناهای قدیمی آن که خاطرات مارا با خودش یدک می کشد روز به روز تخریب می شوند و به یغما می روند و خاطرات ما را نیز با خود می برند. چهره ی شهر هر روز زشت تر می شود و تمامی شهر در جرثقیل ها و تاور کرین های مختلف در دود گم می شود. دیگر از آن خانه های قدیمی و حوض های آبی و شمعدانی های کنار حوض خبری نیست. همه در قوطی کبریت های سرد و بی روحی زندگی می کنیم و خالی می شویم خالی از عاطفه و تمام حس های خوب و مثبت.

شخصیت اصلی کتاب رهش خانمی معمار است به‌نام لیا و همسرش علا که معمار است و در کار ساخت‌وساز و شهرداری است و فرزند بیمارشان که مشکل تنفسی دارد خانواده‌ای کوچک دارند. داستان حول محور این خانواده است و کشمکشی که لیا با همسرش پیرامون مسئله مدیریت شهری دارد و با ساخت‌وساز بی‌رویه و توسعه نامتوازن شهری به‌خاطر فرزندش و فرزندان نسل آینده مخالف است. در این کتاب بعد روانشناسانه ی احساسات مرد و زن و تمامی افراد لحاظ شده و توصیفات زیبایی از فضای شهری تهران شده است.

قسمتی از کتاب

زنم آیا من؟ چه کسی هوای من را دارد. زن نیستم انگار. به جای این که مردی هوای من را داشته باشد، من باید هوای مرد خودم را داشته باشم و پشتش در بیایم. مرد اگر مرد باشد، زیر سایه اش هزار زن می توانند بیاسایند. مرد اگر مرد باشد، می شود مثل یک ترک با سیبیل های از بناگوش در رفته که معشوقه ش دراز می کشد لبِ آب و عشق می کند؛ مثل لستانبول… مرد اگر مرد باشد، می شود مثل یک چک چهار شانه ی مو بور که پراگش را بگذارد کنار رودخانه و خودش بایستد رو به روی لشگر سرباز سرخ و سفید… مرد اگر مرد باشد می شود فرانسه ی رمانتیک و عاشقِ پاریس با آن بوتیک های معطرِ شانزلیزه… مرد اگر مرد باشد، می شود کابوی اسلحه به کمری که زنِ معشوقه اش بوستون باشد و زنِ خانه دارش نیوروک و زنِ کارمندش واشنگتن و زن زیباش شهر فرشته گان و… وقت و بی وقت با یکی شان بپرد… مرد اگر مرد باشد باشد می شود مثل عربی که دستار بر سر، وسط بیابان، هم مکه دارد و هم مدینه… مدینه یعنی شهر … تای تأنیث  دارد دیگر… زنم آیا من؟! کسی که باید هوای مرا داشته باشد، هوای چندین زن مثل مرا، اصفهان را و شیراز را و تبریز را و… نافِ ژن تاریخی مردان مارا با حرم سرا بریده اند دیگر… حالا آن مرد، آن مردی که باید حرم سرا می داشت، زن از آب در آمده است… شده است خانم! حالا من باید هوای او را داشته باشم. زن باید هوای مردی را داشته باشد که نامش هم زنانه است… زنم آیا من؟

برش هایی از کتاب

هر چیزی، ته ش قصه دارد. ولی وقتی گاز لای سنگ ها را بیرون کشیدی، همه ی قصه را فهمیده ای و تعلیق از بین خواهد رفت؛ دقیقا همان جور که وقتی آخرین بشقاب سفالین لالجین را می شکند و بوی کارگاه می شود آخرین قصه ی مشترک. حالا دیگر هیچ قصه ای نمانده است. هر سه بشقاب قصه ی خانه ی شاهزاده شکسته اند. کسی ظرف می شکند که آخر قصه ها برایش بی اهمیت باشد. « صفحه ۱۱ – کتاب رهش »

 

صبح ها سایه می افتاد تو خانه ی آن ها و بعد از ظهر ها سایه می افتاد تو خانه ی ما. آقای هم سایه  صبح زود می رفت سر کار و بعد از ظهرها چای را با خانمش زیر سایه ی درخت بید خانه ی ما می نوشیدند و ما که دیر تر صبحانه می خوردیم، میز و صندلی ها را کمی می کشیدیم آن سمت و صبحانه را زیر سایه ی درخت بید آن ها می خوردیم. صبحانه زیر سایه ی آن ها بود و عصرانه زیر سایه ی ما. هم سایه بودیم دیگر. « صفحه ۱۵ – کتاب رهش »

 

به شهر نگاه می کنم پرهیبی خاکستری از اشکالی نا منظم. سیخ هایی که جا و بی جا به سوی آسمان نشانه رفته اند. با خودم فکر می کنم اگر همین الان زلزله بیاید… شهر چه خواهد شد… کجا روی کجا خواهد ریخت. تاب ها کجا خواهند افتاد و استخر ها چه گونه موج خواهند خورد. شیشه های آکواریوم ها چه گونه می شکنند و آیا ماهی ها باز هم یو خواهند گفت… « صفحه ۵۴ – کتاب رهش »

 

کسی باشد که آدم را بخواهد. یک بار دیگر، حلقه ای نو به انگشت دست زن بیاندازد. صفوی باشد و نقش جهانی بیاندازد به انگشت نازک اصفهان. زند باشد و ارگی طلایی هدیه کند به شیراز. از مردی نباید این قدر برد؟ من هم که ندید بدید نبودم و برای من چه کردند؟ بعد سی سال زندگی مشترک، حتا یک یادبود کسی برایم نگرفت. زنم آیا من؟ یک مصلای نا تمام ماند و بس که قرار بود حلقه ی وصل من باشد و نشد… « صفحه 79 – کتاب رهش »

 

علا چند بار در همان مهمانی های شهردار، خصوصا اوایل ازدواج از من خواسته بود که چادر سر کنم. گوش نکرده بودم. مادر بزرگم چادری بوده است و لج نیستم با چادر. راستی کیست که مادر یا مادر بزرگش چادری نبوده باشد؟ اما دوست نداشتم به خاطر مهمانی ریا کنم و چادر بپوشم. همینم که هستم. « صفحه 115 – کتاب رهش »

 

 

 

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب رهش

نویسنده

رضا امیرخانی

موضوع

داستان های فارسی

مشخصات ظاهری

200 صفحه

ناشر

نشر افق

نوبت چاپ

چاپ دوم – 1396

شابک

۹۷۸۶۰۰۳۵۳۳۹۵۰

قیمت

18000 تومان

5 دیدگاه برای کتاب رهش

  1. 5 از 5

    :

    کتاب جذابی بود به خصوص برای دانشجو های معماری کشش جالبی داره

  2. 3 از 5

    :

    سلام تیتاسی های عزیز
    کتاب رهش رو من دوست دارم بخرم و بخونم. اما توی انتخاب کتاب هایی که میخوام بخونم خیلی وسواس به خرج میدم، میشه لطفاً یکم بیشتر منو راهنمایی کنید؟
    مچکرم از شما

    • :

      سلام دوست عزیز کتاب رهش کتاب جالب و شاید حرف دلِ خیلی از تهرانی ها باشه هر کمکی از دستمون بر بیاد حتما در خدمتتون هستیم.
      «تیم پشتیبانی تیتاس »

  3. 5 از 5

    :

    کتاب خوبی بود ولی من هنوز هم ارتباط بین عنوان کتاب و موضوع اون رو متوجه نشدم.
    ممنون میشم اگر ی کم توضیح بدید. 🙂

    • :

      سلام دوست خوب کتاب دوست عنوان کتاب رهش در واقع برگردان اسم شهر است و این کتاب درباره شهر حقیقی مثل شهر « تهران » صحبت می کند و کل کتاب حالت رئال داره جز اسمش که کمی از حالت رئال خارجش کرده همچنین نگارش این کتاب هم بسیار جالب و قابل تامل هست که در همه ی صفحات کتاب می تونین ببینید.
      « تیم پشتیبانی تیتاس »

  4. 5 از 5

    :

    بنظرم خلاصه کتابی که اینجا نوشته خیلی بهتر از خود کتاب بود!

  5. 5 از 5

    :

    ممنون از پاسختون
    اما ممنون میشم مفهوم عبارت «رئال» در کتاب رهش برای من توضیح بدید.
    🙂

    • :

      اگر کتاب شهرهای نامرئی ایتالو کالوینو رو خونده باشید متوجه می شید که شهرها حالت حقیقی ندارن همه ی شهرها نمادین و از تخیل نویسنده اومدن ولی درباره کتاب رهش ما با مفهوم حقیقی شهری به نام « تهران » روبرو هستیم که وجود خارجی داره و از لوکیشن هایی استفاده شده که برای خیلی از ماها آشنا و خاطره سازه

دیدگاه خود را بنویسید