فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

کتاب دختری که رهایش کردی - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - تصویر جلد

کتاب دختری که رهایش کردی

 داستان کتاب دختری که رهایش کردی درباره یک نقاشی مربوط به دوران جنگ جهانی اول است که دو زندگی، دو انسان، دو کشور و دو سرنوشت را به هم ربط داده است. در حالی که این دو انسان در دو عصر متفاوت زندگی می کنند اما شباهت های زیادی با هم دارند. جسارت و شجاعت و جنگیدن برای ارزش های خود، صفاتی هستند که در رمان دختری که رهایش کردی خوب و پسندیده تلقی می شوند و جوجو مویِز نشان می دهد که چگونه قهرمانان داستان با اتکا به این صفات به اهداف خودشان دست می یابند و چگونه در حالی که امیدشان را از دست دادند از جنگیدن دست بر نداشته و همچنان تلاش می کنند.

قیمت پرداختی : 30,000 تومان

نویسنده این کتاب

جوجو مویز

جوجو مویز در سال 1969 در لندن متولد شد و همانجا هم بزرگ شد. جوجو مویز بر خلاف الانش که تنها حرفه او نویسندگی است، در جوانی شغل های زیادی داشت. از تایپ کردن تا کنترلر و نویسندگی بروشور تا روزنامه نگاری در رزومه او Jojo Moyez دیده می شود. او در دانشگاه سلطنتی هالووی و کالج بِدفورد تحصیل کرد. مدرک کارشناسی ارشد کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه شهذ لندن کسب کرد.

سفارش آسان کتاب

برای زمان شما ارزش قائل هستیم. تنها با پر کردن فرم زیر این کتاب را سفارش دهید.

پادکست کتاب دختری که رهایش کردی

کتاب دختری که رهایش کردی – اثر جوجو مویز – نشر میلکان

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی

بعد از رمان آخرین نامه ی معشوق که جوجو مویِز به واسطه نوشتن آن مفتخر به دریافت جایزه بهترین رمان عاشقانه سال 2011 گردید و بعد از موفقیت چشمگیر رمان من پیش از تو، جو جو مویز با ادامه مسیر خود این بار کتاب دختری که رهایش کردی را به دنیا معرفی کرد. جوجو مویز که در خلق داستان های عاشقانه مهارت دارد عاشقانه دیگری در بهبوهه جنگ جهانی اول خلق می کند که پس از انتشار آن نامزد بهترین رمان سال می شود و نقد های بسیار خوبی را برای جوجو مویز به همراه می آورد. از آن جمله می توان به روزنامه دیلی میل اشاره کرد که در یکی از تیتر های خود از کتاب دختری که رهایش کردی، با عنوان «کتابی که نمی توانید زمین بگذارید» یاد می کند.

داستان کتاب دختری که رهایش کردی درباره یک نقاشی مربوط به دوران جنگ جهانی اول است که دو زندگی، دو انسان، دو کشور و دو سرنوشت را به هم ربط داده است. در حالی که این دو انسان در دو عصر متفاوت زندگی می کنند اما شباهت های زیادی با هم دارند. جسارت و شجاعت و جنگیدن برای ارزش های خود، صفاتی هستند که در رمان دختری که رهایش کردی خوب و پسندیده تلقی می شوند و جوجو مویِز نشان می دهد که چگونه قهرمانان داستان با اتکا به این صفات به اهداف خودشان دست می یابند و چگونه در حالی که امیدشان را از دست دادند از جنگیدن دست بر نداشته و همچنان تلاش می کنند.

کتاب دختری که رهایش کردی در ایران با ترجمه کتایون اسماعیلی توسط نشر میلکان به چاپ پنجاه و دوم رسیده است.

دختری که رهایش کردی_ اثر جوجو مویز _ فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس _ تصویر 1

درباره جوجو مویز

جوجو مویز بریتانیایی سال‌ها در زمینه روزنامه‌نگاری فعالیت داشته است. او بورسیه روزنامه ایندپندنت را برای تحصیلات تکمیلی در رشته روزنامه‌نگاری کسب کرد و ده سال پس از آن برای این نشریه کار کرد. در این سال‌ها او با عنوان‌هایی از قبیل گزارشگر اخبار، دستیار سردبیر و خبرنگار بخش هنر و رسانه مشغول به کار بود. اما از سال ۲۰۰۲ و با انتشار اولین رمانش، پناه گرقتن از باران؛ نویسندگی شغل دائم او شد و فقط گاهی مقالاتی برای دیلی تلگراف می‌نویسد.  جوجو مویز از سال 2002 شروع به نوشتن رمان های عاشقانه کرد. او از معدود نویسندگانی است که دو بار توانست برنده جایزه رمان عاشقانه سال شود.

رمان‌های عاشقانه‌ی او چنان پرشور و احساس برانگیز هستند که حتی نظر افرادی که با رمان عاشقانه میانه‌ای ندارند را جلب کرده‌اند. اکثریت قریب به اتفاق منتقدان اذعان داشتند که بسیار تحت تأثیر داستان‌های جوجو مویز قرار گرفته‌اند و قدرت این نویسنده در برقراری ارتباط مؤثر با خواننده را فوق‌العاده ارزیابی کرده‌اند.
او در مصاحبه‌ای بیان کرده است که اگر روزنامه‌نگار و نویسنده نمی‌شد دوست داشت یک روان درمانگر باشد؛ چرا که همیشه در مورد چیزهایی که در ذهن انسان‌ها می‌گذرد بسیار کنجکاو بوده است و دوست دارد بداند که تصمیمات چگونه در ذهن انسان‌ها اتخاذ می‌شوند.

دختری که رهایش کردی _ اثر جوجو مویز _فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس _تصویر 2

قسمتی از کتاب دختری که رهایش کردی – جوجو مویز

«داری چی کار می کنی؟»

« جای اینو عوض می کنم» تابلویی رو که ادوارد از من کشیده بود برداشتم و یه گوشه ای که کم تر تو دیدباشه، گذاشتم.« اون کیه؟» وقتی داشتم تابلو رو دوباره نصب می کردم و رو دیوار تنظیمش می کردم که صاف بمونه، اورلیان داشت سوال می پرسید.

« این منم دیگه!» به طرفش برگشتم.« چطور می تونی اینو بگی؟»

«اوه!» چپ چپ نگام می کرد. قصد نداشت بهم توهین کنه؛ دختری که تو قاب بود، واقعا با این زنِ لاغرِ به هم ریخته و استخونی با رنگ خاکستری و چشم های خسته، که هر روز  تو آیینه بهم زل می زد فرق داشت. سعی می کردم خیلی چشمم به تابلو نیفته.

« ادوارد اینو کشیده؟»

«آره وقتی تازه باهم ازدواج کرده بودیم.»

« من تا حالا نقاشی های ادوارد رو ندیده بودم. این…. واقعاً انتظار نداشتم.»

« منظورت چیه؟»

«خب این یه جورایی عجیب غریبه، رنگ های عجیبی داره، پوست چهره ت رو سبز و آبی کشیده. پوست تن آدما سبز و آبی نمی شه! نگاه کن یه جوریه، این بی نظمه. اون خطوط رو منظم نکشیده.»

«اورلیان بیا اینجا!»

رفتم طرف پنجره.

« به صورتم نگاه کن چی می بینی؟»

« یه تصویر عجیب!»

آستینش رو کشیدم.« نه نگاه کن. واقعاً نگاه کن. به رنگ هایی که تو پوستم هست دقت کن.»

« تو فقط رنگت پریده.»

« بیش تر دقت کن. زیر چشمام، توی گودی گلوم. به من نگو اون رنگ هایی که می بینی همون چیزاییه که انتظارش رو داشتی. واقعاً نگاه کن و بعدش به من بگو واقعا چه رنگ هایی می بینی.»  برادرم زل زد به گلوم. نگاه خیره ش به آهستگی روی همه ی صورتم می چرخید.

گفت:« من آبی می بینم. زیر چشمات آبی رنگه،آبی و بنفش و آره، همه گردنت هم، سبز رنگه و نارنجی. باید دکتر خبر کنیم! تو صورتت یه میلیون رنگ مختلف هست. شبیه دلقک ها شدی!»

دختری که رهایش کردی_ جوجو مویز _ فروشگاه اینترتی کتاب تیتاس _ تصویر 3

برش هایی از کتاب دختری که رهایش کردی – جوجو مویز

  • همون قدر که نگرانش بودم،بهش افتخار میکردم. احساس میکردم غذا دادن به آلمانی ها میتونه یه هدف پنهونی هم داشته باشه. فرمانده همچنان با ما مودبانه رفتار می کرد. شاید خیلی گرم احوالپرسی نمیکرد، اما مثل کسی که انگار باهاش آشنایی داشت، بدون هیچ اغراق و چابلوسی از غذاها تعریف میکرد.
  • اصلا برام مهم نبود که بد خلقی کنه. در واقع بهش عادت کرده بودم. کج خلقی هاش به خاطر کارش بود. وقتی نقاشی هاش همون جوری پیش می رفت که خودش می خواست، ادوارد شیرین ترین مردی بود که می شد دید…
  • من فقط دارم میگم تو میتونی یه کم خوشگلی هاتو پررنگ کنی. یه دستی به موهات بزنی، یا یه کمربند به کمرت ببندی که باریکی کمرتو نشون بده…
  • هیچ کس قصد نداره غیر قانونی و غیر منصفانه اون چه رو که متعلق به یه نفره، ازش بگیره و به کس دیگه ای بده و این چیزی نیست که براش اینجا جمع شده باشیم، اما در واقع سال ها قبل در دوران جنگ یه خطایی رخ داده. نقاشی ای به نام دختری که رهایش کردی که ادوارد لفیور از همسر دوست داشتنی اش کشیده و اونو بهش هدیه داده، دزدیده شده و جزء  دارایی های آلمانی ها شده.
  • سوفی عزیزم، با اون ایمان و باورت، با خوش بینی به ذات آدما،کاملاً کور شدی!

جملات برگزیده

  • خدا هرگز اون قدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»
  • عشق اشتباه تاوان‌پذیری‌ست. باید عاشق باشی تا بتوانی مرگ را شجاعانه بپذیری و از خودِ خسته‌ی بی‌رمق‌ات، “قهرمان” بسازی. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»
  • باید عاشق باشی تا بتوانی متفاوت بودن را بپذیری و تا آخرین لحظه به معجزه مومن بمانی. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»
  • عشق اشتباه تاوان پذیری است. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»

لیست تمام کتاب های جوجو مویز

برای سفارش کتاب های دلخواهتان به صورت آسان و سریع می توانید به برگه سفارش کتاب مراجعه کنید.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب دختری که رهایش کردی

نام اصلی کتاب

The Girl You Left Behind

نویسنده

جوجو مویز

مترجم

کتایون اسماعیلی

موضوع

داستان های انگلیسی

مشخصات ظاهری

472 صفحه

ناشر

نشر میلکان

نوبت چاپ

چاپ پنجاه و دوم – 1396

شابک

9786007845820

قیمت

30000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

برخی از کتاب های نویسنده این کتاب