فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

4.29
کتاب دختری که رهایش کردی - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - تصویر جلد

دختری که رهایش کردی

 داستان کتاب دختری که رهایش کردی درباره یک نقاشی مربوط به دوران جنگ جهانی اول است که دو زندگی، دو انسان، دو کشور و دو سرنوشت را به هم ربط داده است. در حالی که این دو انسان در دو عصر متفاوت زندگی می کنند اما شباهت های زیادی با هم دارند. جسارت و شجاعت و جنگیدن برای ارزش های خود، صفاتی هستند که در رمان دختری که رهایش کردی خوب و پسندیده تلقی می شوند و جوجو مویِز نشان می دهد که چگونه قهرمانان داستان با اتکا به این صفات به اهداف خودشان دست می یابند و چگونه در حالی که امیدشان را از دست دادند از جنگیدن دست بر نداشته و همچنان تلاش می کنند.

قیمت پرداختی : 30,000 تومان

ناشر این کتاب

نشر میلکان

نویسنده این کتاب

جوجو مویز

جوجو مویز در سال 1969 در لندن متولد شد و همانجا هم بزرگ شد. جوجو مویز بر خلاف الانش که تنها حرفه او نویسندگی است، در جوانی شغل های زیادی داشت. از تایپ کردن تا کنترلر و نویسندگی بروشور تا روزنامه نگاری در رزومه او Jojo Moyez دیده می شود. او در دانشگاه سلطنتی هالووی و کالج بِدفورد تحصیل کرد. مدرک کارشناسی ارشد کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه شهذ لندن کسب کرد.

عکس و جملات ناب دختری که رهایش کردی

پادکست دختری که رهایش کردی

همه آن چیزی که باید درباره رمان دختری که رهایش کردی بدانید!

محبوبیت رمان

رمان دختری که رهایش کردی از جوجو مویز در دنیا از استقبال بسیار خوبی برخوردار شد. تا جایی که می بینیم در دنیا بیش از 30 ناشر بزرگ این رمان را با اسامی متفاوتی ترجمه و منتشر کرده اند.

برخی از اسامی رمان دختری که رهایش کردی

  • دختری که رهایش کردی (The Girl You Left Behind) نام برگزیده توسط نویسنده و بیشترین استفاده در سراسر دنیا
  • یک عکس از شما (Ein Bild von dir ) در آلمان
  • تاریخ سوفی (Sophies historia) در سوئد
  • دختری که پشت سر گذاشتی (A Garota Que Você Deixou Para Trás) در پرتغال
  • دختری که ترکش کردی (La ragazza che hai lasciato) در ایتالیا
  • دختری که رهایش کردی (La chica que dejaste atrás) در اسپانیا
  • دختری که رهایش کردی (Fata pe care ai lăsat-o în urmă) در رومانی
  • نگاه سوفی (O Olhar de Sophie) توسط ناشر دیگری در کشور پرتغال
  • پرتره زن (Portret van een vrouw) در هلند
  • دختری که رهایش کردی (Dívka, již jsi tu zanechal) در جمهوری چک
  • دختری که رهایش کردی – در جمهوری اسلامی ایران – توسط انتشارات میلکان
  • زنی که ترکش کردی (Ardında Bıraktığın Kadın) در ترکیه
  • دختر من بود (Момичето, което бях) در بلغارستان
  • او شما را ترک کرد (Hende du forlod) در دانمارک
  • دختری که تو را دوست داشت (Dziewczyna, którą kochałeś) در لهستان

رمان دختری که رهایش کردی نامزد عاشقانه ترین رمان سال شد. رمان شامل دو داستان در حال و هوای یک نقاشی از هنرمند فرانسوی به نام “ادوارد لوفور” است شروع می شود. موضوع نقاشی او همسر سوفی، شخصیت اصلی رمان دختری که رهایش کردی است. وقتی رمان شروع می شود، سال 1916 است و آلمانی ها شهر پرون، سم از فرانسه را اشغال کرده اند…

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی (عاشقانه ترین رمان جوجو مویز)

بعد از رمان آخرین نامه ی معشوق که جوجو مویِز به واسطه نوشتن آن مفتخر به دریافت جایزه بهترین رمان عاشقانه سال 2011 گردید و بعد از موفقیت چشمگیر رمان من پیش از تو، جو جو مویز با ادامه مسیر خود این بار کتاب دختری که رهایش کردی را به دنیا معرفی کرد. جوجو مویز که در خلق داستان های عاشقانه مهارت دارد عاشقانه دیگری در بهبوهه جنگ جهانی اول خلق می کند که پس از انتشار آن نامزد بهترین رمان سال می شود و نقد های بسیار خوبی را برای جوجو مویز به همراه می آورد. از آن جمله می توان به روزنامه دیلی میل اشاره کرد که در یکی از تیتر های خود از کتاب دختری که رهایش کردی، با عنوان «کتابی که نمی توانید زمین بگذارید» یاد می کند.

داستان کتاب دختری که رهایش کردی درباره یک نقاشی مربوط به دوران جنگ جهانی اول است که دو زندگی، دو انسان، دو کشور و دو سرنوشت را به هم ربط داده است. در حالی که این دو انسان در دو عصر متفاوت زندگی می کنند اما شباهت های زیادی با هم دارند. جسارت و شجاعت و جنگیدن برای ارزش های خود، صفاتی هستند که در رمان دختری که رهایش کردی خوب و پسندیده تلقی می شوند و جوجو مویِز نشان می دهد که چگونه قهرمانان داستان با اتکا به این صفات به اهداف خودشان دست می یابند و چگونه در حالی که امیدشان را از دست دادند از جنگیدن دست بر نداشته و همچنان تلاش می کنند.

کتاب دختری که رهایش کردی در ایران با ترجمه کتایون اسماعیلی توسط نشر میلکان به چاپ شصت و دوم رسیده است.

قسمتی از کتاب دختری که رهایش کردی

«داری چی کار می کنی؟»

« جای اینو عوض می کنم» تابلویی رو که ادوارد از من کشیده بود برداشتم و یه گوشه ای که کم تر تو دیدباشه، گذاشتم.« اون کیه؟» وقتی داشتم تابلو رو دوباره نصب می کردم و رو دیوار تنظیمش می کردم که صاف بمونه، اورلیان داشت سوال می پرسید.

« این منم دیگه!» به طرفش برگشتم.« چطور می تونی اینو بگی؟»

«اوه!» چپ چپ نگام می کرد. قصد نداشت بهم توهین کنه؛ دختری که تو قاب بود، واقعا با این زنِ لاغرِ به هم ریخته و استخونی با رنگ خاکستری و چشم های خسته، که هر روز  تو آیینه بهم زل می زد فرق داشت. سعی می کردم خیلی چشمم به تابلو نیفته.

« ادوارد اینو کشیده؟»

«آره وقتی تازه باهم ازدواج کرده بودیم.»

« من تا حالا نقاشی های ادوارد رو ندیده بودم. این…. واقعاً انتظار نداشتم.»

« منظورت چیه؟»

«خب این یه جورایی عجیب غریبه، رنگ های عجیبی داره، پوست چهره ت رو سبز و آبی کشیده. پوست تن آدما سبز و آبی نمی شه! نگاه کن یه جوریه، این بی نظمه. اون خطوط رو منظم نکشیده.»

«اورلیان بیا اینجا!»

رفتم طرف پنجره.

« به صورتم نگاه کن چی می بینی؟»

« یه تصویر عجیب!»

آستینش رو کشیدم.« نه نگاه کن. واقعاً نگاه کن. به رنگ هایی که تو پوستم هست دقت کن.»

« تو فقط رنگت پریده.»

« بیش تر دقت کن. زیر چشمام، توی گودی گلوم. به من نگو اون رنگ هایی که می بینی همون چیزاییه که انتظارش رو داشتی. واقعاً نگاه کن و بعدش به من بگو واقعا چه رنگ هایی می بینی.»  برادرم زل زد به گلوم. نگاه خیره ش به آهستگی روی همه ی صورتم می چرخید.

گفت:« من آبی می بینم. زیر چشمات آبی رنگه،آبی و بنفش و آره، همه گردنت هم، سبز رنگه و نارنجی. باید دکتر خبر کنیم! تو صورتت یه میلیون رنگ مختلف هست. شبیه دلقک ها شدی!» «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»

برش هایی از کتاب دختری که رهایش کردی - جوجو مویز

همون قدر که نگرانش بودم،بهش افتخار میکردم. احساس میکردم غذا دادن به آلمانی ها میتونه یه هدف پنهونی هم داشته باشه. فرمانده همچنان با ما مودبانه رفتار می کرد. شاید خیلی گرم احوالپرسی نمیکرد، اما مثل کسی که انگار باهاش آشنایی داشت، بدون هیچ اغراق و چابلوسی از غذاها تعریف میکرد. «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»


اصلا برام مهم نبود که بد خلقی کنه. در واقع بهش عادت کرده بودم. کج خلقی هاش به خاطر کارش بود. وقتی نقاشی هاش همون جوری پیش می رفت که خودش می خواست، ادوارد شیرین ترین مردی بود که می شد دید…  «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»


من فقط دارم میگم تو میتونی یه کم خوشگلی هاتو پررنگ کنی. یه دستی به موهات بزنی، یا یه کمربند به کمرت ببندی که باریکی کمرتو نشون بده…  «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»


هیچ کس قصد نداره غیر قانونی و غیر منصفانه اون چه رو که متعلق به یه نفره، ازش بگیره و به کس دیگه ای بده و این چیزی نیست که براش اینجا جمع شده باشیم، اما در واقع سال ها قبل در دوران جنگ یه خطایی رخ داده. نقاشی ای به نام دختری که رهایش کردی که ادوارد لفیور از همسر دوست داشتنی اش کشیده و اونو بهش هدیه داده، دزدیده شده و جزء  دارایی های آلمانی ها شده.   «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»


سوفی عزیزم، با اون ایمان و باورت، با خوش بینی به ذات آدما، کاملاً کور شدی!  «از متن کتاب دختری که رهایش کردی»

جملات برگزیده کتاب

خدا هرگز اون قدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»


عشق اشتباه تاوان‌پذیری‌ست. باید عاشق باشی تا بتوانی مرگ را شجاعانه بپذیری و از خودِ خسته‌ی بی‌رمق‌ات، “قهرمان” بسازی. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»


باید عاشق باشی تا بتوانی متفاوت بودن را بپذیری و تا آخرین لحظه به معجزه مومن بمانی. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»


عشق اشتباه تاوان پذیری است. «جوجو مویز – کتاب دختری که رهایش کردی»


 

درباره جوجو مویز

جوجو مویز بریتانیایی سال‌ها در زمینه روزنامه‌نگاری فعالیت داشته است. او بورسیه روزنامه ایندپندنت را برای تحصیلات تکمیلی در رشته روزنامه‌نگاری کسب کرد و ده سال پس از آن برای این نشریه کار کرد. در این سال‌ها او با عنوان‌هایی از قبیل گزارشگر اخبار، دستیار سردبیر و خبرنگار بخش هنر و رسانه مشغول به کار بود. اما از سال ۲۰۰۲ و با انتشار اولین رمانش، پناه گرقتن از باران؛ نویسندگی شغل دائم او شد و فقط گاهی مقالاتی برای دیلی تلگراف می‌نویسد.  جوجو مویز از سال 2002 شروع به نوشتن رمان های عاشقانه کرد. او از معدود نویسندگانی است که دو بار توانست برنده جایزه رمان عاشقانه سال شود.

رمان‌های عاشقانه‌ی او چنان پرشور و احساس برانگیز هستند که حتی نظر افرادی که با رمان عاشقانه میانه‌ای ندارند را جلب کرده‌اند. اکثریت قریب به اتفاق منتقدان اذعان داشتند که بسیار تحت تأثیر داستان‌های جوجو مویز قرار گرفته‌اند و قدرت این نویسنده در برقراری ارتباط مؤثر با خواننده را فوق‌العاده ارزیابی کرده‌اند.
او در مصاحبه‌ای بیان کرده است که اگر روزنامه‌نگار و نویسنده نمی‌شد دوست داشت یک روان درمانگر باشد؛ چرا که همیشه در مورد چیزهایی که در ذهن انسان‌ها می‌گذرد بسیار کنجکاو بوده است و دوست دارد بداند که تصمیمات چگونه در ذهن انسان‌ها اتخاذ می‌شوند.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

کتاب دختری که رهایش کردی

نام اصلی کتاب

The Girl You Left Behind

نویسنده

جوجو مویز

مترجم

کتایون اسماعیلی

موضوع

داستان های انگلیسی

مشخصات ظاهری

472 صفحه

ناشر

نشر میلکان

نوبت چاپ

چاپ پنجاه و دوم – 1396

شابک

9786007845820

قیمت

30000 تومان

7 دیدگاه برای دختری که رهایش کردی

  1. 5 از 5

    :

    این چی بود دیگه!
    یعنی عینه 400 صفحه شو حرص خوردم
    فقط خوندم که سابقه م تو تموم کردن کتاب نیمه کارِ نمونه!
    داستان افتضاح ولی مفهومی که براش داستانو نوشته بودن جلب بود.
    ستاره برا خودته تیتاس 🙂

    • :

      درود عاطفه نصرتی عزیز
      سپاس از اینکه نظرتان درباره این کتاب را با ما به اشتراک گذاشتید؛ لطفاً توضیح می دهید که مشکل داستان کجا بود؟ آیا برای ما و کاربران توضیح می دهید که از کجای رمان دختری که رهایش کردی خوشتان نیامد؟ یا دوستش نداشتید؟
      با سپاس

  2. 1 از 5

    :

    اول که به عنوان کتاب نگاه کردم فکر می کردم موضوع داستان چیز دیگه ای باشه ولی خداروشکر که قبل از خریدنش تعریفشو تو سایت شما دیدم و اصلا جذب موضوع کتاب نشدم ممنون تیتاسیای گل که باعث شدید پولمو صرف خرید یه کتاب دیگه کنم <3

    • :

      درود سمانه عزیز
      ما همیشه سعی می کنیم درباره کتابها تا اندازه ای تعریف، نقد و یا معرفی انجام دهیم که کاربران ما به آسانی بتوانند تصمیم بگیرند که این کتاب را بخوانند.
      و کتاب دختری که رهایش کردی هم از آن دست کتاب هایی است که یا عاشقش می شوید، یا از آن متنفر! (البته من اینطور فکر می کنم).
      پایدار باشید.

  3. 5 از 5

    :

    درودِ متقابل:)
    به عنوان یکی که رمان زیاد خونده ، به نظرم
    حقیقتاً لزومی نداش که داستانِ 4 نفر اونم تو6 هفته سفر، چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــهار صدو خورده ای صفحه، اونم با این فونتِ بسیار ریز، طول بکشه، انقدر حشو و توضیحاته اضافی و خاک بر سری داشت که باعث شد حوصلۀ من از خوندن کتاب سر بره، طوری که به هیچ وجه دلم نمی خواست دوباره بگیرمش دستمو باقی مونده شو بخونم. برداشتم این بود که می خواس بگه تصمیمای مهمتونو ی دفه و ناگهانی نگیرید و در زندگی با دقت تر عمل کنین
    اما خوب بود که جوجو جان خودشم این تصمیمو می گرف و در نوشتن این کتاب عجله نمی کرد!
    به نظرِ من دوستانی که به دنبال یک رمان خیلی طولانی، با حواشیِ زیاد، ترجمۀ غیرِ دلچسب و غیرِ روان، و ازون مدل کتابایی که مثه سریال جومونگن، خوششون میاد، مطالعه شو از دست ندن!

  4. 5 از 5

    :

    سلام. این مطلبو میذارم برای کسانی که میخوان این کتابو بخونن.
    کتابی زیباتر از این کتاب ، تا حالا نخوندم. واقعا عالی بود. هم خود داستان هم پایانش.درسهایی که در متن داستان به ادم داده میشه مثل قدرت عشق .
    اینکه ادمهای خوب همه جا هستن حتی اگر در لباس دشمن باشن و ادم بد، حتی اگر در لباس دوست باشن.
    اینکه برای هدفمون بجنگیم حتی اگر بر خلاف عقیده همه افراد باشه و اونو غیر قابل دسترس بدونن.
    من این کتاب رو 5 روزه تموم کردم . روی جلد کتاب نوشته کتابی که نمیتونید به زمین بگذارید. واقعا درسته.

    • :

      درود نسترن عزیز
      سپاس از به اشتراک گذاری دیدگاهتان درباره کتاب دختری که رهایش کردی.
      پایدار باشید.

  5. 5 از 5

    :

    به نطرم کتاب خیلی جذابی بود و داستان قشنگ و متفاوتی داشت که ادمو دنبال خودش میکشید واقعا قشنگ بود و اونایی که میگن خوششون نیومده یا کتاب خون نیستن و یا کلا از داستان های ابکی بیشتر لذت میبرن! داستان قوی و غیر منتطره ای داشت.

  6. 4 از 5

    :

    من این کتاب رو دوست داشتم هرچند درحد یک بعلاوه یک یا من پیش ازتو نبود که بنظرم بیشتر مربوط به ترجمه وسانسور کتاب بود.مثلا من اصلا متوجه نشدم بین فرمانده وسوفی چی پیش اومد که اونو پرت کرد بیرون!

  7. 5 از 5

    :

    سلام
    من تازه شروع کردم کتابو بخونم و الان اونجاییم ک کتاب وارد داستان ی شخص دیگ میشه
    ی سوال داشتم و اونم اینه ک داستان سوفی تو همون قسمت اول تموم میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    • :

      درود مهدیس عزیز
      زیبایی رمان های عاشقانه های اینچنینی ندانستن پایان داستان است؛ پیشنهاد می کنیم تا پایان رمان را خودتان مطالعه کنید.
      با احترام – تیم پشتیبانی تیتاس

دیدگاه خود را بنویسید

کتاب دختری که رهایش کردی در رسانه ها

روزنامه دیلی میل درباره رمان دختری که رهایش کردی این چنین نوشت:

«کتابی که نمی تواند زمین بگذارید.»

مجله پابلیشرز ویکلی درباره دختری که رهایش کردی این چنین گفت

“دختری که رهایش کردی” دوست داشتنی و عجیب است؛ فریبنده و تلخُ شیرین!

بوک لیست؛ ناشر انجمن کتابخانه آمریکا همچنین گفت

جوجو مویز با آنچنان دقتی می نویسد که تقریباً می توانید یک نقاشی 100 ساله را در وسط رمان فوق العاده دختری که رهایش کردی تصور کنید. یک رمان خیلی خوب است.

برخی از کتاب های نویسنده این کتاب