فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

تصویر جلد کتاب دختری در قطار اثر از پائولا هاوکینز

کتاب دختری در قطار

کتاب دختری در قطار روایت زندگی و دنیای پیچیده ی سه زن به نام های ریچل، آنا و مگان است. سه زنی که هر کدام پیچیدگی های رفتاری مخصوص به خود و دنیای مستقل به خود را دارند. کتاب دختری در قطار روایت عشق و خیانت های زن است و هر کدام از این زن ها راوی دنیای خودشان هستند ریچل زنی سی و دو ساله و الکلی است که دوره ی سختی از زندگی اش را می گذاراند همسرش تام به او خیانت کرده و او را به خاطر معشوقه اش آنا رها کرده است. حال شما حدس می زنید چه بر سرِ شخصیت های سرگردان این کتاب آمده است؟

قیمت پرداختی : 20,000 تومان

ناشر این کتاب

نشر میلکان

نویسنده این کتاب

پائولا هاوکینز

عکس و جملات ناب کتاب دختری در قطار

معرفی کتاب

کتاب دختری در قطار روایت زندگی و دنیای پیچیده ی سه زن به نام های ریچل، آنا و مگان است. سه زنی که هر کدام پیچیدگی های رفتاری مخصوص به خود و دنیای مستقل به خود را دارند. کتاب دختری در قطار روایت عشق و خیانت های زن است و هر کدام از این زن ها راوی دنیای خودشان هستند ریچل زنی سی و دو ساله و الکلی است که دوره ی سختی از زندگی اش را می گذاراند همسرش تام به او خیانت کرده و او را به خاطر معشوقه اش آنا رها کرده است. تام و آنا ازدواج کرده و صاحب یک فرزند دختر نیز شدند اما تام به معشوقه اش نیز وفادار نماند و با همسایه اش مگان که زنی متأهل است رابطه برقرار می کند.

سمت دیگر داستان دنیای سیاه و مسموم ریچل است که هر روز سوار بر قطار از این سوی شهر به آن سوی شهر می رود و در این بین هر روز زوجی عاشق را می بیند که این زوج همان مگان و همسرش اسکات هستند ریچل در تخیلات خود آن ها را زوجی بی نقص می داند و همیشه آن ها را شاد می بیند و در ذهنش به آن ها حسادت می کند و آن ها الگوی خیالپردازی های عاشقانه خود می کند ریچل در پی کشف حقیایق و مقابله با آن ها بوده که متوجه می شود مگان به طرز راز آلودی ناپدید شده است ولی به علت مصرف بیش از اندازه الکل اتفاقات آن شب را به خاطر نمی آورد.

کتاب دختری در قطار رمانی مهیج و پلیسی است که تِمی روانشناختانه دارد که موفق شد خیلی زود رکورد پرفروش ترین هایی چون هری پاتر را بشکند و همچنان در صدر باقی بماند.

از کتاب فیلم هم ساخته که به نسبت کتاب نسخه ی بسیار ضعیفی است. و در پایان امید است که از خواندن این کتاب لذت ببرید و در صورت تمایل نقد خود را در قسمت دیدگاه ها برایمان بنویسید.

قسمتی از کتاب

چیزایی رو که می خوام، رو رویا می بینم. چیزایی که داشتم و دورشون انداختم. من نمی تونم راحت باشم. هر راهی که می رم، انتهاش می رسه به بن بست. گالرش بسته، خونه های این خیابون، توجهات خفه کننده ی زنان خسته کننده ی کلاس یوگا، خط آهن انتهای باغ با قطارش. همیشه کسای دیگه ای به جاهای دیگه ای می رن، همیشه یادآوری می کنن و یادآوری می کنن و یادآوری می کنن، تمام روز، این که من جا موندم. احساس می کنم دارم دیوونه می شم.

ولی فقط چند ماه قبل احساس بهتری داشتم. آره بهتر بودم. خوب بودم. می خوابیدم. با وحشت کابوسای شبانه زندگی نمی کردم. می تونستم نفس بکشم. بله هنوز می خواستم فرار کنم. گاهی، اما نه این که همش بهش فکر کنم.

حرف زدن با کمال بهم کمک کرد، جای انکار نداره. و من این وضعو دوست داشتم. خودشو دوست داشتم. او منو امیدوارتر کرد. اما حالا تمام چیزی که احساس می کنم، خیلی نا تمامه. من هیچ وقت سختی این کا رو درک نکردم، این عیب منه. همیشه احمقانه رفتار می کنم، مثل یه بچه، چون دوست ندارم احساسم رد بشه. باید یاد بگیرم از دست دادن، گاهی بهتره. من حالا خجالت زده م شرمسار. صورتم از این فکر داغ می شه. نمی خواستم این آخرین خاطره ای باشه که از من براش می مونه. می خواستم اون دوباره ببینتم؛ بهتر ببینتم. و احساس کردم اگه برم سمت ش، بهم کمک می کنه. احساس کردم خودشم این جور دوست داره.

برش هایی از کتاب

دوباره به گوشی م نگاه می کنم. تماس های از دست رفته رو چک می کنم. فقط یکی از مامانه، اون یکی از اسکاته، یه ربع به یک شب. با تلفن تو دستم می شینم. با خودم درگیرم که بهش زنگ بزنم یا نه. نه… حالا خیلی زوده. شاید بعدا! بعد از یه لیوان، نه… بعد از دوتا. گوشی رو از شارژ می کشم. کرکره رو می کشم بالا و پنجره رو باز می کنم، بعدش می رم حموم و یه دوش آب سرد می گیرم. پوستمو مالش می دم و موهامو می شورم و سعی می کنم که صدایی رو که مدام تو سرم می گه « عجیبه کم تر از چهل و هشت ساعت بعدِ این که جسد زنت کشف شده، نصفه شب به یه زنِ دیگه زنگ بزنی! » رو ساکت ش می کنم. « صفحه 174 – کتاب دختری در قطار »

 

حفره ی درون، این چیزیه که من می فهممش. کم کم باور کردم که چیزی برا تلافی وجود نداره. حفره های زندگی ابدی ان، باید اونا رو دور خودت باز کنی، مثل ریشه های درخت که دور تا دورش به هم چسبیده ن. باید خودت کالبدت رو از توی رخنه ها و درز و شکاف ها بیرون بکشی، این تمام چیزیه که می دونم، اما با صدای بلند نمی گمش، حالا نه! «صفحه 98 – کتاب دختری در قطار »

 

اون زن عینا برای من واقعیت نداشت و به هر حال من از زندگیم لذت می بردم وجود زن ِ دیگه ای تو زندگی ت یه تحریک جنسیِ بزرگه؛ هیچ جوری نمی شه اینو انکارش کرد. تو اون کسی هستی که مرد در برابرت هیچ کاری نمی تونه بکنه جز این که به همسرش خیانت کنه، حتا اگه عاشقش باشه. این دقیقا نشون می ده که تو چقدر غیر قابل مقاومتی، چقدر مردا در مقابلت نا توان ان. « صفحه 234 – کتاب دختری در قطار »

 

نمی دونم چی می خوام. فقط می دونم چند ماه قبل احساس بهتری داشتم و حالا نمی تونم فکر کنم و نمی تونم بخوابم و نمی تونم نقاشی بکشم و حتا اشتیاقی ام برای خرد و خاکشیر کردن ندارم. شب، وقتی بیدارم و دراز کشیدم، تو یه سکوت سنگین و غیر قابل انکار، می تونم نجوایی رو که تو سرمه، بشنوم، نجوایی که می گه فرار کن! وقتی چشامو می بندم سرم پر می شه از تصاویر گذرا و زندگی آینده م. « صفحه 165 – کتاب دختری در قطار »

 

من باید پایان داستانو خودم رقم بزنم. باید به یکی بگم، فقط یه بار. باید بتونم لغاتشو با صدای بلند بگم. اگه کلمات بیان نشن … این موضوع منو می خوره. حفره ای درونم باز می شه، یکی از اون حفره هایی که رها شده ن، و بزرگ و بزرگ تر می شه، تا منو تو خودش فرو ببره. من می خوام غرور و شرمم رو زیر پا بذارم و برم پیشش. باید بهم گوش بده من وادارش می کنم. « صفحه 166 – کتاب دختری در قطار »

 

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

دختری در قطار

نام اصلی کتاب

The girl on the train

نویسنده

پائولا هاوکینز

مترجم

محبوبه موسوی

موضوع

رمان پلیسی

مشخصات ظاهری

320 صفحه

ناشر

نشر میلکان

نوبت چاپ

چاپ هفدهم – 1396

شابک

9786007845004

قیمت

20000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

احتمالا مایل به بررسی این محصولات نیز هستید