فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

تصویر روی جلد کتاب جاسوس اثر پائولو کوئلیو

کتاب جاسوس

کتاب جاسوس، ماجرای واقعیِ زندگیِ زنی زیبا است که در تلاش برای زیبا زندگی کردنش، تنها یک مرگِ شجاعانه و بی صدا، نصیبش شد. داستانی کوتاه که با متن نامه های ماتاهری به وکیلش، از زندان، آغاز می شود و در بخش آخر نامۀ وکیلِ ماتاهاری را خواهیم خواند که در غریبانه ترین شکل ممکن، هرگز به دست صاحبش نرسید.

ماجرای زنی که بعد از مدت ها تلاش و سختی، با بال های آزادی در آسمان ها پر می زند و قبل از اینکه طعم این شیرینی در خاطرش بماند، تیزیِ تیر های جنگ، بال هایش را سُرخ می کند…

در ادامه بخش هایی از کتاب را می خوانیم…

قیمت پرداختی : 15,000 تومان

ناشر این کتاب

انتشارات پارسه

نشریۀ پارسه، یک موسسۀ 13 ساله است که در زمینۀ موضوعاتی چون؛ کودک و نوجوان، ادبیات جهان، ادبیات ایران، انسان و جامعه، زندگی نامه، اندیشه، تاریخ و ادبیات جهان به انتشار کتاب می پردازد.

نویسنده این کتاب

پائولو کوئلیو

آقای پائولو کوئلیو در 24 آگوست در سال 1947 در ریودوژانیروی برزیل به دنیا آمد. او در دوران نوجوانی بسیار سرکش بود تا جایی که خانوده اش او سه بار به تیمارستان فرستادند. او در اوایل تصمیم گرفت که نویسنده شود، اما توسط والدینش که در برزیل که هیچ آینده ای در آن نمی دیدند، دلسرد شد.

سفارش سریع و آسان کتاب

برای زمان شما ارزش قائل هستیم. تنها با پر کردن فرم زیر این کتاب را سفارش دهید. (دیگر نیاز به ثبت فاکتور نیست، همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس خواهند گرفت.)

عکس و جملات ناب کتاب جاسوس

دربارۀ کتاب جاسوس، داستانی واقعی به قلم پائولو کوئلیو

رمانِ جاسوس؛  یکی دیگر از کتاب های پرفروش و محبوبِ نویسندۀ برزیلی؛ پائولو کوئلیو ست که اولین بار در سال 2016 منتشر شد. ماجرای کتابِ جاسوس، در حقیقت شرح یک داستان واقعی ست، دختری زیبا از یک خانوادۀ ثروتمند و مرفه که مسیری متفاوت از والدینش را پیش می گیرد، او در جستجوی آزادی، مایل ها از خانواده اش دور می شود، با مردی ازدواج می کند که برای ازدواج با او حیف بود!، فرزند پسرش را از دست می دهد، برای بازگشت و ادامۀ جستجو ها و سفرش او دست به دامان مردان بسیاری می شود، در حالی که تصور می کند در مسیر عروجش به سمت آزادی و استقلال، در حال بالا رفتن از سَر و کولِ مردهاست، اما بعد ها، زمانی که نامه هایی را برای وکیلش، از کف یک سلول انفرادی می نوشت، دریافت که این مردها بودند که در حال بالا رفتن از سر و کَلِۀ مارگارتا زِل، با نام مستعارِ ماتاهاری بودند. در واقع به زبانِ خودمانی، کتابِ جاسوس؛ پاپوش دوختن، به روایتِ داستان است!

ماجرای مارگارتا زِلِ زیبا روی، ماتاهاری شدنش و جاسوس نام گرفتنش…

کتاب، با نامه های ماتاهاری برای وکیلش آغاز می شود و با نامه ای از سمتِ وکیلش به او، که هرگز آن را ندید، به پایان می رسد.

قسمتی از متن کتاب جاسوس

آقای کلاینت عزیز، نمی دانم در پایان این هفته چه اتفاقی خواهد افتاد. من همیشه زنی خوش بین بوده ام اما حالا توی تله افتاه ام.

اگر اوضاع و احوال آنطور که من دلم می خواهد پیش برود، شما هیچ گاه این نامه را دریافت نخواهید کرد. در آن صورت این نامه را با خود نگه می دارم تا روزی تنها دخترم آن را بخواند و بداند که مادرش چه کسی بود. می توانم تصور کنم بعد آن چه اتفاقی خواهد افتاد. سر شما شلوغ خواهد شد و از آنجا که شما وکیل یک جنایتکار جنگی بوده اید، افراد زیادی در خانۀ شما را خواهند زد و خواستار خدمات شما برای دفاع از آنان خواهند بود؛ حتی اگر پیروز نشوید قطعا به شهرت خواهید رسید. شما می دانید که هیچ مدرک واقعی بر علیه من وجود ندارد و هرچه ارائه شده، همه دستکاری شده اند  اما هیچگاه اقرار نخواهد کرد که اجازه داده اید بی گناهی کشته شود.

بی گناه؟ شاید این کلمۀ درستی نباشد. من هرگز بی گناه نبوده ام. گناه من این بود که از همان زمان که پا به این شهر گذاشتم، عاشق اینجا شدم. فکر می کردم می توانم آن هایی را که اسراری را برایم فاش می کردند دست آویز قرار دهم. با خودم فکر می کردم آلمانی ها، فرانسوی ها، انگلیسی ها، اسپانیایی ها نمی توانند در مقابل من مقاومت کنند اما در پایان این من بودم که به بازی گرفته شدم.

بزرگترین جرمم این بود که می خواستم در دنیایی که مردان آن را اداره می کنند، زنی مستقل وآزاد باشم، تنها اشتباهی که کردم این بود که شایعه هایی را که در تالارهای مهمانی های اشرافی می شنیدم، رمز و راز سیاسی می پنداشتم و از آن در جهت به دست آوردن پول و قدرت استفاده می کردم اما هرچه گفتم، همان حرف های پیش پا افتاده ای بود که همه می دانستند…

برش هایی از رمان جاسوس

  • جاسوس، داستان فراموش نشدنی زنی است که به خود جرأت داد تا برخلاف عرف دورانش زندگی کند و بهایش را نیز پرداخت… « از متن دربارۀ کتاب»
  • فرماندۀ جوخۀ آتش با دقت سربازانش را زیر نظر داشت تا گلولۀ داخل تفنگشان را چک نکنند( چون مرسوم بود که یکی از تفنگ ها گلولۀ مشقی داشته باشد تا هرکدام از سربازها بتوانند بعدها با خود بگویند: من او را نکشته ام.) «صفحۀ 13، مقدمه»
  • حالا من فقط دخترم را داشتم و خانه ای که همیشه خالی بود و ابته شوهری که از ترس اینکه مبادا به او خیانت کنم، مرا هیچ جا نمی برد و شهری زیبا که برایم غیرقابل تحمل بود. من در جهنم شخصی خودم، در بهشت زندگی می کردم…«صفحۀ 29 – کتاب جاسوس»
  • من انتظار خوشبختی نداشتم فقط می خواستم این قدر بدبخت نباشم. شاید اگر کمی صبورتر بودم، در شرایط بهتری به پاریس می رفتم اما دیگر تحمل ماندن در هلند را هم نداشتم.«صفحۀ 41 – بخش دوم»
  • ماتاهاری عزیز، می دانم که هیچ جاسوسی چنین اراجیفی را در مورد رابطه با دشمنان، مطرح نمی کند اما میل شدید تو به مورد توجه قرار گرفتن- آن هم در موقعیتی که شهرتت در حال افول بود – کار دستت داد و اوضاع را بدتر کرد. وقتی تو در جایگاه حضور داشتی، تنها کسی بودی که دروغ می گفت و من با این حال دفاع از یک فرد مشهور بی اعتبار را به عهده گرفتم. «صفحۀ 127 – بخش سوم»
  • ماتاهاری عزیز، بزرگترین اشتباه تو این بود که فردی نامناسب را برای انجام کاری مناسب پیدا کردی… «صفحۀ 118 – بخش سوم»

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

جاسوس

نام اصلی کتاب

The Spy

نویسنده

پائولو کوئلیو

مترجم

اعظم خرام

موضوع

رمان, داستان های برزیلی

مشخصات ظاهری

156 صفحه

ناشر

انتشارات پارسه

نوبت چاپ

چاپ پنجم _ 1396

شابک

9786002532671

قیمت

15000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

برخی از کتاب های نویسنده این کتاب