فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

کتاب تپه های سبز آفریقا اثر ارنست همینگوی

کتاب تپه های سبز آفریقا

اینکه می گویند کتاب تپه های سبز آفریقا ، یک شکار ادبی است چندان هم دور از واقعیت نیست. همینگوی زیاد اهل مصاحبه نبود؛ مصاحبه های اندکی هم که از او موجود است در واقع همان حرف هایی است که در این کتاب و از لا به لای حرف های او در وقت شکار آشکار می شود؛ کتابی که با دیگر آثار همینگوی تفاوت عمده دارد و قدرت روایتگری و هنر وصف او را به نمایش می گذارد.

قیمت پرداختی : 28,000 تومان

ناشر این کتاب

انتشارات کتاب خورشید

انتشارات کتاب خورشید در دو حوزه مرتبطِ ادبیات ایران و جهان و همچنین هنر و فرهنگ فعالیت می کند. ادبیات ایران و جهان شامل رمان و داستان، شعر و برگزیده های ادبی می شود و ترجمه ها از زبان اصلی ادبیات جهان صورت می پذیرد. انتشارات کتاب خورشید همچنین در زمینه هنر و فرهنگ ایران، به ایران شناسی توجه ویژه ای دارد...

نویسنده این کتاب

ارنست همینگوی

ارنست همینگوی در 21 ژوئیه 1899 در اوک پارک، ایلینویز، ایالات متحده آمریکا چشم به جهان گشود. همینگوی از نویسندگان برجسته معاصر ایالات متحده آمریکا به شمار می رود. ارنست همینگوی سرانجام در 2 ژانویه 1961 نتوانست در برابر انگیزه خودکشی دوام طاقت بیاورد و با خودکشی به جمع قهرمان های کتاب هایش پیوست.

عکس و جملات ناب کتاب تپه های سبز آفریقا

معرفی کتاب تپه های سبز آفریقا

گاو بازی و شکار از جمله علاقه های همینگوی بودند. او از طریق نوشتن درباره آنها ضمنا می خواست دست به تجربیات تازه ای بزند که جنبه ادبی داشته باشد. از این رو خیلی ها تپه های سبز آفریقا را شکار ادبی خواندند چون از نظر همینگوی فرصتی بود تا به قول خودش کتابی مطلقا واقعی بنویسد، در واقع آزمایشی به کار بندد تا ببیند که وصف یک سرزمین و گردشی یک ماهه به منظور شکار، در صورت روایت جز به جز آن، می تواند با اثری تخیلی رقابت کند یا نه.

به عبارت دیگر رئالیسم بدون تخیل که تنها صورت گزارشی دارد اصولا می تواند جذابیت ادبی داشته باشد؟ همینگوی می گفت: «باید نثری به وجود آورد که فراتر از شعر برود.» شاید هم کنیای دلفریب سال های 1930 این امکان را به او داد تا در ترسیم مناظر همانطور که آرزویش بود چونان نقاشان امپرسیونیست فرانسوی عمل کند. اما در روایت کتاب تپه های سبز آفریقا ، تأثیر مستقیم ماجراهای هاکلبری فین اثر مارک تواین کاملا مشهود است و نمی توان آن را نادیده گرفت، به ویژه در توصیف رودخانه و جنگل.

برش هایی از کتاب تپه های سبز آفریقا

این از آن جور شکارها بود که من خوشم می آمد. ماشین سواری نداشت و به جای آنکه جلگه باشد، زمین ناهموار بود و من کاملا خوشحال بودم. حسابی مریض شده بودم و از اینکه هر روز قوی تر می شدم لذت می بردم. وزن کم کرده بودم و اشتهای زیادی برای خوردن گوشت داشتم و می توانستم بی آنکه احساس پری بکنم، غذا بخورم.

هرچه را که شب کنار آتش نوشیده بودم، به صورت عرق دفع می کردم. و حالا در گرمای روز زیر سایه دراز کشیده بودم و باد میان درختان می وزید. کتاب می خواندم، بی آنکه اجباری به خواندن داشته باشم، یا اجباری به نوشتن. و خوشحال بودم از اینکه ساعت چهار باز برای شکار می زدیم بیرون.

حتی یک نامه هم نمی نوشتم. تنها کسی که به غیر از بچه هایم واقعا دوستش داشتم، کنارم بود و میل نداشتم که این زندگی را با هیچ کس دیگری که آنجا نبود سهیم باشم؛ می خواستم فقط زندگی کنم؛ چون کاملا خوشحال بودم و حسابی هم خسته. می دانستم که خوب شکار می کنم؛ و آن احساس آسایش و اطمینان را داشتم که داشتنش بسیار دلچسب تر از این است که درباره اش از دور شنید.

«کتاب تپه های سبز آفریقا – صفحه65»


من دوباره به آفریقا برمی گردم اما نه برای پول درآوردن. این کار را با دوتا مداد و یک مشت کاغذ از ارزان ترین نوعش هم می توانم بکنم. به جایی برمی گردم که از زندگی در آن لذت ببرم؛ زندگی واقعی، نه اینکه فقط روزها را بگذرانم. اجداد ما به آمریکا رفتند، چون آن موقع جایی که باید می رفتند آنجا بود. قبلا سرزمین خوبی بود ولی ما آن را به کثافت کشاندیم و حالا من، مثل همیشه که این حق را داشته ایم تا به جای دیگری برویم و همیشه هم رفته ایم، به جای دیگری خواهم رفت.

آدم همیشه می تواند برگردد. بگذار دیگرانی به آمریکا بروند که نمی دانند خیلی دیر به آنجا رفته اند. اجداد ما موقعی آن را دیده بودند که بهترین دورانش بود. و موقعی که می ارزید به خاطرش مبارزه کنند، مبارزه کرده بودند. حالا می خواستم به جای دیگری بروم. در گذشته ها همیشه رفته ایم و هنوز جای خوبی برای رفتن هست.

قسمتی از کتاب تپه های سبز آفریقا

نشسته بودیم در کمینگاهی که شکارچیان واندر اوبو کنار نمک لیس با شاخ و برگ درختان ساخته بودند که صدای کامیون را شنیدیم. اول خیلی دور بود و کسی نمی دانست چه صدایی است. بعد صدا قطع شد و ما خدا خدا کردیم چیزی نباشد، یا فقط باد باشد. بعد کم کم نزدیک شد؛ دیگر حرف نداشت، بلندتر و بلندتر، و با سر و صدای گوش خراش و بلند انفجارهای نا منظم از پشت سر ما رد شد و رفت تا جاده را بالا برود.

یکی از دو ردیاب، که اطواری بود، از جایش بلند شد. گفت: «تمام شد.» دستم را روی دهانم گذاشتم و اشاره کردم تا سرش را بدزدد. باز گفت: «تمام شد.» و دست هایش را از هم باز کرد. هیچ وقت از او خوشم نمی آمد و حالا هم کمتر. زیر لبی گفتم: «بعدا.»

مکولا سرش را تکان داد. کله تاس و سیاهش را نگاه کردم و او صورتش را کمی چرخاند جوری که من موهای باریک چینی وارش را که کنار لبش بود، دیدم. گفت: «خوب نیست، هاپانا موئوزوری.» گفتم: «کمی صبر کن.» باز سرش را پایین برد تا از بالای شاخه های خشک پیدا نباشد و ما توی گرد و خاک آن گودال نشستیم؛ به حدی تاریک بود که مگسک جلوِ تفنگم را نمی توانستم ببینم؛ اما چیز دیگری نیامد.

ردیاب اطواری بی صبر و قرار بود. کمی قبل از آنکه هوا تاریک شود زیر لبی به مکولا گفت که حالا برای شکار دیر است. مکولا به او گفت: «تو خفه شو! موقعی که تو نمی توانی ببینی، بوانا می تواند تیر اندازی بکند.» ردیاب دیگر، باسواده، با یک شاخه نوک تیز، اسمش -عبدالله- را روی پوست سیاه ساق پایش نوشت تا سوادش را به رخ بکشد.

بی آنکه بخواهم تحسین بکنم، تماشا کردم و مکولا هم با بی تفاوتی کامل نوشته را نگاه کرد. کمی بعد ردیاب آن را خط زد.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

تپه های سبز آفریقا

نام اصلی کتاب

Green Hills Of Africa

نویسنده

ارنست همینگوی

مترجم

رضا قیصریه

موضوع

داستان های آمریکایی

مشخصات ظاهری

296 صفحه

نوبت چاپ

چاپ سوم – 1395

شابک

9789647081887

قیمت

28000 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

احتمالا مایل به بررسی این محصولات نیز هستید