فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

Front-min

کتاب اسکندر

کتاب اسکندر اثر نویسنده ترک تبار، الیف شافاک می باشد که سال 2011 و در فضایی رئال به رشته تحریر درآمده است. شافاک به علت نوع نگرشش به بشر و توانایی برقراری رابطه ای صمیمانه با مخاطب، همواره توانسته خود را در زمره محبوب ترین و پر فروش ترین نویسندگان تاریخ ترکیه معرفی نماید. کتاب اسکندر روایتگر تفاوت های فرهنگی سه نسل از یک خانواده ترکی – کردی می باشد که به امید یافتن زندگی بهتر از سرزمین خود مهاجرت کرده و راهی لندن می شوند.

اسکندر پسری جوان، نا به هنجار و قهرمان اصلی داستان است که در تقابل با فضای جدید و به علت شرایط سخت زندگی، همواره شخصیتی خشک، بی روح و خشن از خود ارائه می کند که این نگرش او حتی در مقوله عشق و هنگام مواجهه با کیت نیز خود را نشان می دهد.

شخصیت های شافاک در کتاب اسکندر بسیار پویا و انعطاف پذیر بوده که همین امر سبب تغییر و تکامل آن ها به مرور زمان و در طول داستان می شود.

در ادامه با هم بخش هایی از این اثر ارزشمند را مرور خواهیم کرد.

قیمت پرداختی : 38,000 تومان

نویسنده این کتاب

الیف شافاک

الیف شافاک در 25 اکتبر 1971 در شهر استراسبورگ فرانسه به دنیاآمد. مادرش هانم شافاک آتاماریان، در آن زمان یکی از دیپلمات های ترکیه در فرانسه بود. پدرش نوری بیلگین ، نیز مشغول تحصیل در رشته دکترای جامعه شناسی بود. چیزی از تولد الیف نگذشته بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند. الیف نزد مادرش بزرگ شد و بعد ها به جای استفاده از نام فامیلی پدرش، نام فامیلی مادرش را به کار برد.

عکس و جملات ناب کتاب اسکندر

موضوع کتاب اسکندر

کتاب اسکندر اثر نویسنده ترک تبار، الیف شافاک می باشد که سال 2011 و در فضایی رئال به رشته تحریر درآمده است. شافاک به علت نوع نگرشش به بشر و توانایی برقراری رابطه ای صمیمانه با مخاطب، همواره توانسته خود را در زمره محبوب ترین و پر فروش ترین نویسندگان تاریخ ترکیه معرفی نماید. کتاب اسکندر روایتگر تفاوت های فرهنگی سه نسل از یک خانواده ترکی – کردی می باشد که به امید یافتن زندگی بهتر از سرزمین خود مهاجرت کرده و راهی لندن می شوند.

اسکندر پسری جوان، نا به هنجار و قهرمان اصلی داستان است که در تقابل با فضای جدید و به علت شرایط سخت زندگی، همواره شخصیتی خشک، بی روح و خشن از خود ارائه می کند که این نگرش او حتی در مقوله عشق و هنگام مواجهه با کیت نیز خود را نشان می دهد.

شخصیت های شافاک در کتاب اسکندر بسیار پویا و انعطاف پذیر بوده که همین امر سبب تغییر و تکامل آن ها به مرور زمان و در طول داستان می شود.

در ادامه با هم بخش هایی از این اثر ارزشمند را مرور خواهیم کرد.

برش هایی از کتاب اسکندر

کهن سال اول گفت: «حرف بزن! سکوت از جنس تو و در طبیعت تو نیست. کسی که در برابر طبیعتش مقاومت کند در واقع در برابر خداوند ایستادگی کرده است. «صفحه 16 – کتاب اسکندر»

بازگشت به گذشته در طبیعت پمبه نبود. باور داشت که یا زمان و یا دعاهایمان کارها را رو به راه می کند. بدون ذره ای نافرمانی و بدون این که اسیر نا امیدی شود، با قدرت زندگی را ادامه می داد. مطمئن بود که دیر یا زود در هر چیزی یک خیری به دست می آید. آینده برای او، سرزمینی از وعده های خوش بود. با این که هنوز آن را ندیده بود، مطمئن بود که آینده ای درخشان پیش رو دارد. برای او فرداها سرزمینی از پتانسیل های بی نهایت بود. پمبه برای تعریف آینده، تنها یک کلمه داشت: «باور»؛ چیزی که ندیده هم می شود به آن بسنده کرد. «صفحات 56 و 57 – کتاب اسکندر»

از یک زایمان سخت بر می گردم. دو قلوها؛ یکی مرده و یکی زنده. اگر تو این جا بودی، می پرسیدی: «چرا خداوند اجازه چنین اتفاقاتی را می دهد؟ این بی عدالتی است.» اما من این طور فکر نمی کنم. به همه چیز بی برو برگرد اعتقاد دارم. دلم می خواهد به آدم ها کمک کنم؛ بقیه اش دیگر دست من نیست. «صفحه 137 – کتاب اسکندر»

بخشی از کتاب اسکندر

در پس سکوتی که انگار هرگز خیال تمام شدن نداشت جسارت نگاه کردن به چشمان مادرش را پیدا کرد. نگاه های پمبه مثل موج های سرکش بود، چشمان سبزی که به آرامی اما با اطمینان پسرش را به سمت خود فرا می خواند. پمبه نفسی کشید و گفت: «باشد، تو برنده شدی. ختنه کردنی در کار نیست. بیا این جا، کسی کاری به کارت ندارد. نگران نباش.»

«قول مردانه؟»
«قول سرورم، قول سلطان من.»

لطافت و گرمای صدایش به آدم احساس اطمینان می داد. وقتی او صحبت می کرد، اسکندر حس کرد که ترسش کم کم از بین می رود. اول از همه متوجه شد که می تواند انگشتان پایش را تکان بدهد و بالاخره توانست از چند شاخه درخت پایین بیاید و پایش را روی آخرین پله نردبانی که به درخت تکیه داده شده بود بگذارد و به کسی که آن جا منتظرش بود، تکیه کند. وقتی بالاخره صحیح و سالم روی زمین رسید، همان طور که گریه می کرد به سمت مادرش دوید.

پمبه گفت: «پسر من». انگار می خواست این کلمه را تمام عالم بشنوند. اسکندر را چنان محکم در آغوش گرفته بود که او می توانست صدای تپش قلب مادر را که به قفسه سینه اش می کوبید، بشنود. اسکندر از این که دوباره توانسته بود پاهایش را روی زمین بگذارد نفس راحتی کشید. وقتی هم که محبت و مهر مادرش را دید، شادمانی اش دو برابر شد. انگار پمبه توانست چیزی را که از ذهن اسکندر می گذشت بخواند. بازوهای فرزندش را گرفت، فشاری داد و چشم به چشمانش دوخت. بلافاصله یک سیلی محکم به گوشش نواخت و رو به مرد کیف به دست کرد و گفت: «بیا برادر، بگیرش.»

صورت اسکندر مثل گچ سفید شده بود. آن چیزی که حس می کرد بیشتر از این که ترس باشد، تعجب بود. مادرش در برابر همه او را فریب داده بود. هرگز به ذهنش هم خطور نمی کرد که چنین اتفاقی بیفتد. سعی کرد حرفی بزند اما نتوانست. کلمات در گلویش محبوس شده بودند. «صفحات 25 و 26 – کتاب اسکندر»

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

اسکندر

نام اصلی کتاب

Iskender, 2011

نویسنده

الیف شافاک

مترجم

مریم طباطبائیها

موضوع

داستان های ترکی, قرن 20 م, ترکیه

مشخصات ظاهری

512 صفحه

ناشر

قطره

نوبت چاپ

چاپ دوم – 1396

شابک

9786001199394

قیمت

38000

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

برخی از کتاب های نویسنده این کتاب