فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس
سبد کالا
0
  • سبد کالا شما خالی است.
علاقه مندی ها
عضویت/ورود
آخرین سفارشات
اطلاعات حساب کاربر
نام و نام خانوادگی:------ تاریخ تولد: / /
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

اطلاعات گیرنده کالا
نام:----- نام خانوادگی:-----
تلفن:----- موبایل:-----

شما هنوز آدرسی ثبت نکرده اید

مجموعه سه جلدی کتاب های نادر ابراهیمی

مجموعه سه جلدی کتاب های نادر ابراهیمی

تصمیم گرفتم که متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص بدهم به نامه های کوتاهی برای همسرم، و در این نامه ها بپردازم به تک تک مسائلی که محتمل بود ما را، قلب هایمان را آزرده کند؛ و دست رد بر سینه زورآوری های ناحقی بزنم که نمی بایست بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائما بیازاردمان.

تدریجا تعداد این نامه ها که نگاهی هم داشتند به جریان های عادی زندگی، رو به فزونی نهاد، تا آنجا که فکر کردم این مجموعه شاید فقط نامه های من به همسرم نباشد، بل سخنان بسیاری از همسران به همسرانشان باشد، و به همین دلیل به فکر بازنویسی و چاپ و انتشار آنها افتادم.

قیمت پرداختی : 33,500 تومان

ناشر این کتاب

انتشارات روزبهان

انتشارات روزبهان را زنده یاد سید جلال فهیم هاشمی در سال 1356 تاسیس کرد. امروز انتشارات روزبهان با انتشار بیش از 700 عنوان کتاب در فهرست بیست ناشر قدیمی ایران قرار دارد. انتشارات روزبهان در عرصه‌های مختلفی چون: ادبیات، هنر، فلسفه، علوم سیاسی، علوم اجتماعی، تاریخ، روانشناسی، کودک‌ونوجوان، طبیعت و جانوران، فنی و مهندسی، سینما، تئاتر، کتب مرجع و کتب ورزشی آثار متنوعی را منتشر و به دست خوانندگان خود رسانده‌است.

نویسنده این کتاب

نادر ابراهیمی

آقای نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران چشم به جهان گشود. وی یکی از نوادگان ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرماندر عصر قاجار بود. وی در دانشکدهٔ رشته حقوق را شروع کرد. اما آن را پس از دو سال رها کرد و در رشتهٔ زبان و ادبیات انگلیسی مدرک لیسانس خود را دریافت کرد. وی از سیزده سالگی وارد سازمان های سیاسی شد و چندین بار دستگیر و زندانی شد.

عکس و جملات ناب مجموعه سه جلدی کتاب های نادر ابراهیمی

معرفی مجموعه سه جلدی کتاب های نادر ابراهیمی

کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم

تصمیم گرفتم که متن تمرین های خطاطی ام را تا آنجا که مقدور باشد اختصاص بدهم به نامه های کوتاهی برای همسرم، و در این نامه ها بپردازم به تک تک مسائلی که محتمل بود ما را، قلب هایمان را آزرده کند؛ و دست رد بر سینه زورآوری های ناحقی بزنم که نمی بایست بر زندگی خوب ما تسلطی مستبدانه بیابد و دائما بیازاردمان.

تدریجا تعداد این نامه ها که نگاهی هم داشتند به جریان های عادی زندگی، رو به فزونی نهاد، تا آنجا که فکر کردم این مجموعه شاید فقط نامه های من به همسرم نباشد، بل سخنان بسیاری از همسران به همسرانشان باشد، و به همین دلیل به فکر بازنویسی و چاپ و انتشار آنها افتادم.

کتاب بار دیگر شهری که دوست می داشتم

به این شهر سوگند می خورم و تو ساکن در این شهری

و سوگند به پدر، و فرزندانی که پدید آورد که انسان را در رنج آفریده ایم… «قرآن کریم – سوره بلد »

کتاب یک عاشقانه آرام

دیگر جوان نیستم

میانسال هم نیستم

به همین خاطر است که همیشه می اندیشم: این آخرین اثری است که به او پیشکش می کنم؛ و به فکرم می رسد که بنویسم «برای آخرین بار، به او» اما حس می کنم که در این جمله، نقصی هست، و اضطرابی.

کتاب یک عاشقانه آرام

عشق، یک توهم بازیگوشانه تن گرایانه نیست. عشق باید بتواند بر مشکلات غلبه کند و مشکلات تازه خلق کند. عشق باید آگاه باشد، مسلط باشد، زنده باشد، یاغی باشد، بالنده باشد. عشق یک عکس یادگاری نیست.

عشق، یک مزاح شش ماه یا یک ساله هم نیست. فرار از خانه قدیمی و روابط قدیمی هم نیست…

عشق، محصول ترس از تنها ماندن نیست.

عشق، فرزند اضطراب نیست.

عشق، آویختن بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن می رسد نیست.

برای ما، عشق، هیچ یک از اینها نبود؛ اما زمان، با اقتدارِ خوفناکِ خویش، مصمم است آنها را که در وادی عشق، زمان را انکار می کنند، لگدمال کند. ما در جنگیدن با زمان، کمی کوتاه آمدیم و چنین شد که توانست بر ما مسلط شود. عشق، گرچه از بطن شوریدگی می روید؛ اما مثل عدد، قانون پذیر است و باقی.

ما از زندگی مشترک، مثل یک دست لباس استفاده کردیم. ما زندگی را، و عشق را یک دست لباس دانستیم. زمانی که خریدیمش، نو بود و زیبا و مناسب؛ جذاب و توجه برانگیز، خیره کننده در هر محفل و میهمانی. آهسته آهسته، اما، کهنه شد، ساییده شد، رنگ و بویش رفت، از شکل افتاد، مستعمل و بی مصرف شد. چرا؟

چرا فرصت دادیم که زمان، با عشق، با زندگی، همانگونه رفتار کند که با آن پیراهن سرمه ای تو کرد که من آنقدر دوستش داشتم…

عشق قیام پایدار انسان های مقتدر است در برابر ابتذال. با این وجود، عشق یک کالای مصرفی است نه پس انداز کردنی.


ما باید بسیار پرهیز کنیم از اینکه به ریسمان پوسیده تک واژه ها و جمله های سست بیاویزیم و از آنها مستمسکی بسازیم. ما باید پرهیز کنیم از اینکه با دستاویز کلمات و جمله ها برخوردی ایجاد کنیم. کلمات همیشه دستاویزی ست برای بهانه جویان، نه برای عاشقان.

می دانم عسل که بخش عمده هستی، زبان است و می دانم که با کلمه، چه کارها می توان کرد؛ اما ما، در زندگی روزمره، امکان بهترین گزینش ها را، دمادم در اختیار نداریم. گاه از سر خشم، گاه از سر بی خیالی و بی قیدی، گاه از سر تسامح، و گاه به دلیل تهاجمِ یک احساس، واژه هایی را به کار می بریم که به کار بردن آنها جرم است.

احتیاط باید کرد. حرمت هر کلمه، تنها هنگامی آشکار می شود که آن کلمه را در جایگاه راستین خودش به کار گیریم نه بر اثر لغزش ها.


عاشق یاغی است؛ اما یاغیان بزرگ اصولی دارند. زیبایی یاغیگری، فقط در حفظ همان اصول است. عاشق جدی است؛ اما عبوس نیست. عسل، بی خود از خویش، با صدای بلند شتابان گفت: اینطور نمی شود. اصلا نمی شود. از سفر بلند رویا آمده ای. خوب است. عالی ست. شدنی اما نیست. هر هفته و در تمام هفته های عمر خود را تکرار کردن _حتی به زیباترین صورت ممکن_ زندگی مان را مملو از کسالتی مرگبار خواهد کرد، و ما را «خسته از بی رنگیِ تکرار»

چارچوب. هرقدر چارچوبی که به کار می بری بزرگ باشد _به خیال خودت برای وسعت میدان عمل_ بوم بودنمان را سخت تر و بی رحمانه تر به صلیب می کشد_ از چارسو. این، خویشتن را با بهترین دار دنیا به دار آویختن است. خویشتن را به داری آهنین و استوار آویختن.

کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم

نامه سی و پنجم

بانوی من!

در طول سالیان دراز زندگی مشترک، من به این باور ابتدایی دست یافته ام که این نفسِ اختلاف نظرها نیست که مشکل اساسی زنان و شوهران را می سازد؛ بل «شکل» مطرح کردن این اختلاف نظرهاست.

به اعتقاد من، از پی طهارت، زبان، برای نگه داشتن بنیان خانواده به گونه ای آرمانی و مطلوب، محکم ترین ابزار است، همچنان که برای ویران کردن آن، مخرب ترین سلاح.

تو خوب می دانی که من هرگز نمی گویم و نمی خواهم که زبان، چیزی سوای قلب را بگوید و انسان زبانِ بازاریِ ریاکارانه ای داشته باشد و از واژه ها همچون وسیله ای برای فریب دادن دیگران استفاده کند… نه… اما این واقعیتی است که ما واژه های متعدد، جمله های گوناگون، و روش های بیانی کاملا متفاوتی برای یک مفهوم در اختیار داریم؛ و این نکته ای است بسیار ساده که خیلی قدیمی ها نیز آن را می دانسته اند.

بسیار خوب! پس اگر زنان و شوهران، به راستی، میل به بقای زندگی مشترک خود دارند، چرا نمی آیند، به هنگام برخوردهای روزمره، خوب ترین، نرم ترین، مهرمندانه ترین، شیرین ترین، بی کنج و لبه ترین، صریح و ساده ترین واژه ها، جمله ها و روش ها را انتخاب کنند و به کار گیرند؟ زبانی خالی از برندگی، گزندگی، سوزندگی و درندگی را…

همه می دانند که من زبان تلخی دارم؛ زبانی که گویی برای زخم زدن ساخته شده است. به همین دلیل بسیار پیش آمده است که حس کرده ام آنچه تو را ناگهان افسرده کرده است، نه گلایه من، که کنایه من بوده است، و کارکرد این زبانی که دوره های سخت کودکی و نوجوانی، گوشه دار و تیز و برنده اش کرده است.

هرگز نباید تکرار شود؛ هرگز.

زبان پر خباثت را تنها باید برای دشمن خبیث به کار گرفت، و این بسیار ابلهانه است که ما گهگاه گمان بریم که در خانه خود و در اتاق خود، زیر یک سقف، با دشمنی بدنهاد زندگی می کنیم. من اعتقاد راسخ دارم که در چنین حالی، زندگی نکردن، به مراتب شرافتمندانه تر و جوانمردانه تر از زیستنی است توام با ضربه و زخم.

بانوی بزرگوار من!

بی رحمی… بی رحمی… این تنها عاملی است که زندگی مشترک را، به آسانی، به جهنم تبدیل می کند.

سخت ترین انتقادها اگر با شقاوت همراه نباشد، آنطور نمی کوبد که مرمت ناپذیر باشد. زمانی که عدالت در بیان حقیقت از میان می رود، حقیقت از میان می رود.

من، بارها و بارها، به ناگهان احساس کرده ام که آنچه می گویم و می گویی، کاملا درست و پذیرفتنی است؛ اما این شکل گفتن است که درستی اصل را به مخاطره می اندازد و ناپذیرفتنی جلوه می دهد.

ما باید برای پایدار نگه داشتن خلوص و شفافیت زندگی بی نظیرمان، بی رحمانه تاختن را، تا دم مرگ، از یاد ببریم.

ما باید در جمیع لحظه های خشم و افسردگی به خود بگوییم: بدون زهر… بدون زهر… چرا که هیچ چیز همچون زهر کلام، زندگی مشترک را سرشار از بیزاری نمی کند…

بانوی من!

اینک، مهرمندانه ترین و پَرگونه ترین کلامم، پیشکش به تو…

بار دیگر شهری که دوست می داشتم

من که از درون دیوارهای مشبک، شب را دیده ام

و من که روح را چون بلور بر سنگ ترین سنگ هی ستم کوبیده ام

من که به فرسایش واژه ها خو کرده ام

و من بازآفریننده اندوه

هرگز ستایشگرِ فروتنِ یک تقدیر نخواهم بود

و هرگز تسلیم شدگی را تعلیم نخواهم داد

زیرا نه من ماندنی هستم نه تو

آنچه ماندنی ست ورای من و توست.

اطلاعات بیشتر

نام کتاب

مجموعه سه جلدی کتاب های نادر ابراهیمی

نویسنده

نادر ابراهیمی

موضوع

داستان های فارسی, عاشقانه

مشخصات ظاهری

536 صفحه

قطع

جیبی

ناشر

روزبهان

شابک

9786001740800

نوبت چاپ

چاپ اول – 1395

قیمت

33500 تومان

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.