465

شخصیت شناسی یونگ

کارکرد های روان شناختی

در زبان تیپ های شخصیتی، شما چهار کارکرد روان شناختی دارید: حسی (S)، شهودی (N)، تفکری(T) و احساسی (F) .به خاطر داشته باشید که برون گرایی و درون گرایی نگرش هستند و کارکردهای قضاوتی و ادراکی جهت گیری به جهان خارج هستند.

دو مورد از این کارکردها مربوط به جمع آوری اطلاعات هستند،که مورد استفاده ی سیستم ادراکی است.

دو مورد کارکرد دیگر مربوط به سازماندهی اطلاعات هستند که در فرآیند تصمیم گیری دخالت دارند و جزء کارکردهای قضاوتی به شمار می آیند.

همه ی افراد چهار کارکرد روان شناختی را استفاده می کنند؛ اما به ترتیب خاصی آن ها را ترجیح می دهند.

همه ی افراد کارکردهای حسی، شهودی، تفکری و احساسی دارند و استفاده میکنند؛ در واقع  شما نمی توانید بدون استفاده ی نسبی از هر چهار کارکرد کارتان را در طول روز پیش ببرید! افراد فقط از لحاظ ترتیبی که تمایل دارند از این کارکردها استفاده کنند و در حین رشد آنها را تقویت کنند و توسعه دهند، با هم تفاوت می کنند.

برای هر تیپ شخصیتی، یک سلسله مراتب از کارکردها وجود دارد. این سلسله مراتب منعکس کننده ی دسترسی نسبی هر یک از این کارکردها به ذهن خودآگاه است و همچنین نشان دهنده ی مسیر طبیعی رشد و توسعه ی این کارکردها برای افراد دارای تیپ شخصیتی است.در تئوری تیپ های شخصیتی، ترتیبی که معمولا ما این فرآیندها را ترجیح می دهیم، ذاتی است، اما محیط میتواند تا حدود زیادی روی مسیر رشد و توسعه ی آن تاثیر بگذارد.

کارکرد غالب

بین کارکردهای چهارگانه هر کسی کارکرد محبوبی دارد و از این کارکرد محبوب در جهان (بیرونی یا درونی) محبوب خود استفاده می کند. ما معمولاً یکی از چهار کارکرد روان شناختی را بیش از سه کارکرد دیگر رشد وتوسعه میدهیم. این کارکرد اول و مورد علاقه همچون ناخدای یک کشتی است و مهمترین نقش را در هدایت ما دارد.این کارکرد تبدیل به هسته ی مرکزی تیپ شخصیتی ما و شخصیت خود آگاه ما میشود. این کارکرد، «کارکرد غالب» نامیده میشود. در طول بخش اول زندگیتان، شما اغلب روی کارکرد مورد علاقه تان تکیه می کنید و تمایل دارید بیشتر مهارت های خود را با این کارکرد رشد و توسعه دهید.

کارکرد های روان شناختی

 

کارکرد کمکی

هر فردی یک کارکرد محبوب دوم دارد که به کارکرد غالبش تعادل می بخشد. اگر افراد همیشه و در همه حال فقط از کارکرد غالبشان استفاده می کردند، در این صورت بیش از یک بعدی می شدند. دومین کارکرد محبوب را کارکرد کمکی می نامند. چرا که کمک میکند تا توازن در کارکرد غالب ایجاد شود.کارکرد کمکی در زندگی بسیار مهم است؛ اما همیشه از لحاظ اهمیت نسبت به کارکرد غالب در رتبه ی دوم قرار دارد. کارکرد کمکی شما یکی دیگر از دو حرف میانی الگوی چهار حرفی تیپ شخصیتی شماست.

کارکرد کمکی از دو طریق به کارکرد غالب تان تعادل می بخشد:

  1. کارکرد کمکی به شما کمک میکند در کارکردهای قضاوتی و ادراکی توازن ایجاد کنید.برای اینکه توسعه ی تیپ شخصیتی به خوبی صورت گیرد، هر فرد لازم است با کارکرد قضاوتی و یا کارکرد ادراکی به طرزی منطقی احساس راحتی کتد و در مورد آن مهارت داشته باشد. هر فرد لازم است قادر باشد اطلاعات جدید را دریافت و این اطلاعات را جمع بندی کند یا با توجه به اطلاعات به دست آمده تصمیم گیری کند.کارکرد کمکی به شما کمک میکند تا اطمینان حاصل کنید که هر دوی این کارها را انجام می دهید.  برای مثال افرادی که به طور غالب شهودی هستند،کارکرد کمکی تفکری یا احساسی دارند. اگر کارکرد احساسی را ترجیح دهند، در این صورت عموماً کارکرد احساسی در زندگی شان پس از کارکرد شهودی توسعه پیدا کرده است.
  2. کارکرد کمکی به شما کمک میکند بین برون گرایی و درون گرایی توازن ایجاد کنید. هرکسی لازم است به دنیای خارج توجه داشته باشد و دست به اقدام بزند؛ همانطور که هرکسی نیاز دارد برای تامل کردن درنگ کند و به دنیای درونش توجه کند.برون گراها لازم است گاهی به دنیای درونشان رو کنند و درون گراها لازم است گاهی به جهان خارج توجه کنند.کارکرد کمکی به این عمل توازن کمک میکند.

کارکرد های درجه سه و چهار

کارکردهای ترجیحی سوم و چهارم شما اغلب کمتر برای تان جالب هستند و شما مهارت کمتری در به کارگیری آنها دارید.سومین کارکرد ترجیحی شما کارکرد سوم و چهارمین کارکرد ترجیحی شما کارکرد چهارم نامیده میشود.این کارکردها در فرمول چهار حرفی تیپ شخصیتی شما به طور مستقیم ظاهر نمی شوند.

به خاطر داشته باشید، هر چند شما از کارکردهای سوم و چهارمتان نیز  استفاده کرده و آنها را توسعه می دهید، کارکردهای غالب و کمکی شما همچنان کارکردهای محبوب شما خواهند بود.شما از همان اوایل عمرتان روی تقویت آنها کار خواهید کرد؛ زیرا این کارکردها هسته ی مرکزی شخصیت خودآگاه و پایه و اساس بخش عمده ی عزت نفس شما خواهند بود.

کارکرد های روان شناختی

مقدمه ای بر خلق و خو

پس از شناسایی چهار ترجیح اولیه می توانید قدم بعدی را بردارید و خلق و خوی خودتان را پیدا کنید. خلق و خو را میتوان انگاره ای از رفتارهایی دانست که خلق و خوی طبیعی یک شخص را مشخص می سازد. مشخص میکند که او دنیا را چگونه میبیند، به چه عواملی بها می دهد و چه ارزش هایی دارد.چگونه فکر میکند، چگونه عمل و احساس میکند. اشخاص با خلق و خوی واحد دارای ارزش های مشابه هستند و از ویژگی های مشترکی برخوردارند. از آن جایی که خلق و خو موضوعی مادرزادی است و اکتسابی نیست.

خلق و خوها مشخص میکنند چه نیازی داریم؛ برای چه چیزهایی ارزش قائل میشویم و خواهان و مشتاق چه چیزی هستیم. این نیازها، ارزش ها و امیال و خواسته ها و رفتارها واعمال ما را مشخص می سازند.مطالعه ی خلق و خو میتواند بسیار مفید باشد زیرا میتوانیم بدانیم که هرکس در اغلب موقعیت های زندگی خود چه رفتاری از خود نشان میدهد.

 

برای شناخت بیشتر خلق و خوی خود و درک ساده تر تیپ های شخصیتی شانزده گانه تنها کافی است مقالات شخصیت شناسی ما را دنبال کنید. 

 

 

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*