81

داستان کوتاه و شگفت انگیز خساست

ملانصرالدین برای صرفه جویی در مصرف پنیر، مقداری پنیر در شیشه کرده و در آن را بسته بود و زن و بچه اش نان خود را به اطراف شیشه می مالیدند و می خوردند. روزی ملا می خواست به سفر برود، شیشه را در گنجه ای گذاشت و در گنجه را قفل کرد و رفت. بعد از یک هفته که آمد پرسید: «شما در این مدت، صبح ها نانتان را با چه می خوردید؟»
گفتند: «ما نانمان را می زدیم به قفل درِ گنجه و می خوردیم!»
داستان کوتاه و شگفت انگیز خساست - عکس اصلی داستان کوتاه - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - TITTAS Online Book Store
ملا عصبانی شد و گفت: «می مُردید اگر یک هفته نان خالی می خوردید!»

نتیجه ای که می توان از داستان کوتاه و شگفت انگیز خساست گرفت:

بین صرفه جویی و خساست فرق بسیار است. اولی انسان را وادار می کند که از ولخرجی بپرهیزد و آینده اش را تامین سازد، در حالی که دومی باعث می شود انسان به خود نپردازد و ثروتی را جمع کند که فقط وارثان او از آن استفاده کنند.

اگر طبیعت موعظه های ما را در باب خساست می شنید و به کار می بست، دیگر رودی به دریا نمی ریخت و زمستان جای خود را به بهار نمی داد! 

«جبران خلیل جبران»

ما، با سخاوت خود، زندگی را می سازیم و با خساست خود، آن را متلاشی می کنیم!

«گرنویل کلاستر»

 نویسنده: ساناز غفاری
  موضوع: سری داستان های شگفت انگیز
  زمان مطالعه: حدود 5 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی را به بها می دهند نه به بهانه

نظر شما عزیزان راجب داستان کوتاه و شگفت انگیز خساست چیست؟ تیم تیتاس از نظرات و پیشنهادات شما عزیزان در جهت بهبود هرچه بهتر این بخش از فروشگاه اینترنتی تیتاس استقبال می کند.
داستان کوتاه و شگفت انگیز خساست - عکس اصلی داستان کوتاه - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - TITTAS Online Book Store - فرم سفارش کتاب

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*