81

داستان کوتاه نفرت – سری داستان های کوتاه و شگفت انگیز

داستان کوتاه نفرت - سری داستان های کوتاه و شگفت انگیز - تصویر اول - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

روزگاری زنی بود که سگی هار او را گاز گرفت. پزشک معالج او را دید که وحشت زده مشغول نوشتن مطالبی است. او را آرام کرد و گفت:

«نیازی به نوشتن وصیت نامه نیست، حال شما خوب می شود و با تزریق یک آمپول بیماری کنترل خواهد شد.»

زن با شنیدن این صحبت ها رو به پزشک کرد و گفت:

«نگران مُردن نیستم. دارم اسامی کسانی را می نویسم که خیال دارم گاز بگیرم، قبل از این که آمپول را به من تزریق کنید!»

«زیگ زیگلار» می گوید:

وقتی احساس نفرت نسبت به مردم داشته باشیم، مقدمات شکست خود را فراهم می کنیم.

داستان کوتاه نفرت - سری داستان های کوتاه و شگفت انگیز - فرم سفارش کتاب - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

نتیجه گیری داستان کوتاه نفرت

هرچه بیشتر نفرت بورزید، بر دوام نفرت خود افزوده اید و در ذهن خود، شیاری از نفرت حک  می کنید که شما در حالت همیشگی چهره تان نشان خواهد داد.

تنفر همچون جنازه ای است، کدام یک از ما می خواهد قبر باشد؟

«جبران خلیل جبران»

 نویسنده: ساناز غفاری
  موضوع: سری داستان های شگفت انگیز
  زمان مطالعه: حدود 2 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی را به بها می دهند نه به بهانه!
نظر شما راجب داستان کوتاه نفرت چیست؟ آیا از نظر شما داشتن حس نفرت به شخص یا موضوعی نقشی در شیوه زندگی خود فرد نیز دارد؟ تیم تیتاس بی صبرانه منتظر خواندن نظرات و پیشنهادات شما همراهان همیشگی است.

داستان کوتاه نفرت - سری داستان های کوتاه و شگفت انگیز - تصویر دوم - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*