30

داستان کوتاه معاشرت – از سری داستان های جذاب و تکان دهنده

داستان-کوتاه-معاشرت-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-تصویر-اول

پزشکان امریکایی به تازگی متوجه شدند که ایتالیای های مقیم ایالت های مختلف امریکا با آن که رژیم غذایی دارند، به طور معمول در سنین حدود شصت تا هفتاد سالگی به دلیل سکته ی قلبی می میرند، در حالی که همین افراد در کشور خود (ایتالیا) تا سنین بسیار بالا یعنی فراتر از هفتاد سالگی به راحتی زندگی می کنند و بر خلاف همشهریان خود در امریکا که به طور معمول رژیم غذایی می گیرند، آ« ها هیچ رژیمی را رعایت نمی کنند و مرتب غذای محبوبشان یعنی اسپاگتی چرب را به طور مستمر میل می کنند!

پزشکان، طی پنج سال به تحقیق پرداختند تا علت آن را بفهند و در نهایت، از دانشمندان روان شناس و روان پزشکان مجرب کمک خواستند، بعد از تحقیقات بسیار چنین گزارش دادند:

مردمی که در ایتالیا زندگی می کنند، به شدت معاشرتی هستند و به طور مستمر، از هر روز تعطیل و یا ساعات استراحت خود برای دیدن اقوام و بستگان استفاده می کنند. (مانند ما ایرانی ها) و وقتی که فرزندان آن ها ازدواج می کنند یا در خانه ی پدر و مادر ساکن می شوند و یا در نزدیکی همان محله یا شهر اقامت می کنند و این باعث می شود که به طور مستمر، اقوام و بستگان با یکدیگر معاشرت نمایند و اوقات شیرینی را با هم سپری نمایند، بدون هر گونه رژیم غذایی!

اما ببینیم چه به روز ایتالیایی های مقیم امریکا آمده است؟

آنان بعد از آن که در امریکا ساکن شدند، چون نمی توانستند در نزدیکی هم زندگی کنند، اقوام و بستگان آن ها نیز در شهر های دیگر امریکا اقامت گزیده بودند و دیگر از آن مهمانی های صمیمی اقوام و بستگان و از آن اسپاگتی های چرب به همراه مخلفات دیگر خبری نبود. اما مطلب شگفت انگیز برای پزشگان این بود که:

ایتالیایی های ساکن امریکا با وجود رژیم های متعدد غذایی، باز هم از چربی خون و مرض قند و بیماری های مختلف رنج می بردند و بعد ها بر اثر یکی از همین بیماری ها مردند!

داستان کوتاه معاشرت فرم-سفارش-کتاب---فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس

نتیجه گیری داستان کوتاه معاشرت

 «مولوی» با بیانی ژرف می سراید:

بــیــا تــا قــدر یــکــدیـــــــگر بــــــدانـــــیـــــم        که تا نـــــــاگه ز یـــــکدیگر نـــــنـــالیم

کریمان جان فدای دوست کـــــردنــــد        سگــی بگـــذار ما هم مردمــــــــانیم

غـــرض‌ها تـــــیـــره دارد دوســـــتـــی را        غـــــرض‌ها را چــــرا از دل نـــــرانیم

گهی خوشدل شوی از من که میـرم        چـرا مرده پرست و خصم جانیم

چو بعد از مرگ خواهی آشتــی کـرد        همـــه عمر از غــــمت در امتحانیم

کنــون پــنـــدار مـــردم آشــــتــــــی کـــــــن        که در تســلیم مــا چون مردگانیم

چـــو بــر گــورم بخــواهی بوسه دادن        رخم را بوسه ده کاکنون همانیم

خمــش کن مــــــرده وار ای دل ازیـــــرا        به هـــستی مــــتهم ما زیــن زبانیم

«میرزا شریف تهرانی» هم در تایید سخن «مولوی» می گوید:

این سخن از پیر کنعانم به خاطر مانده است        دیدن روی عزیزان چشم روشن می کند

 

  نویسنده: علی سمیعی
  موضوع: سری داستان های تکان دهنده
  زمان مطالعه: حدود 4 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی یا بدبختی؟ انتخاب با شماست

نظر شما همراهان همیشگی درباره داستان کوتاه معاشرت چیست؟ تیم تیتاس بی صبرانه منتظر دیدگاه های شما عزیزان درباره ی این داستان کوتاه است.

داستان-کوتاه-معاشرت-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-تصویر-دوم

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*