16

داستان کوتاه مخترع – از سری داستان های جذاب و تکان دهنده

داستان-کوتاه-مخترع-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-عکس-اول

«مارک تواین» شیفته ی اختراع بود. او در طی زندگانی خود بیش از نیم میلیون دلار روی انواع دستگاه های جدید سرمایه گذاری کرد.

   روزی مارک تواین، پس از سرمایه گذاری های بی حاصل که به طور  موقت باعث کاهش شیفتگی او به دستگاه های جدید شده بود، به جوانی برخورد که دستگاهی عجیب و غریب را زیر بغلش حمل می کرد. جوان در جست و جوی کسی بود که از نظر مالی برای تکمیل دستگاهش پشتیبانی کند. مارک تواین مودبانه به حرف های او گوش داد. سپس، ضمن توضیح این مطلب که کلی در این باره سرمایه گذاری کرده اما تیرش به سنگ خورده است، گفت که دیگر علاقه ای به اینجور کار ها ندارد.جوان گفت: «اما من از نظر شما نمی خواهم که پول زیادی سرمایه گذاری کنید. شما تنها با هزینه ی پانصد دلار می توانید سهم قابل ملاحظه ای در تکمیل و بازاریابی این دستگاه داشته باشید.»

   مارک تواین سرش را به علامت نفی تکان داد و مرد جوان با دلی غمناک راه خود را گرفت و رفت. مارک تواین با دیدن چهره ی جوان ناراحت شد، اما نه آن قدر که تصمیمش را تغییر بدهد. او فقط رو به جوان کرد و پرسید: «ببخشید، اسم شما چیست؟»

  جوان جواب داد: «الکساندر گراهامبل.»

داستان کوتاه مخترع فرم-سفارش-کتاب---فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس

نتیجه گیری داستان کوتاه مخترع

به عنوان یک قاعده کلی، اشخاص به آنچه با آن به دنیا آمده اند،

دین چندانی ندارند، مهم این است که از خود چه می سازند.

«الکساندر گراهامبل»

  نویسنده: علی سمیعی
  موضوع: سری داستان های تکان دهنده
  زمان مطالعه: حدود 4 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی یا بدبختی؟ انتخاب با شماست

نظر شما همراهان همیشگی درباره داستان کوتاه مخترع چیست؟ تیم تیتاس بی صبرانه منتظر دیدگاه های شما عزیزان درباره ی این داستان کوتاه است.

داستان-کوتاه-مخترع-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-عکس--دوم

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*