34

داستان کوتاه شعبده باز – از سری داستان های جذاب و تکان دهنده

داستان کوتاه شعبده باز - از سری داستان های جذاب و تکان دهنده - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - تصویر دوم

در رستورانی دو شعبده باز برنامه اجرا می کردند که یکی موفق بود و دیگری طرفدار چندانی نداشت. روزی شعبده باز ناموفق از دیگری پرسید: «چه رازی است که تماشاچیان تو را دوست دارند، در حالی که تو اذعان داری کار من از تو حرفه ای تر است؟!» شعبده باز موفق گفت: «از تو سوالی دارم، احساست نسبت به کسانی که شب ها دورت جمع می شوند و به کارهایت چشم می دوزند، چیست؟» شعبده باز ناموفق گفت: «به آن ها احساسی ندارم و فکر می کنم عده ای بی کار و پولدار دور من جمع می شوند و من مجبورم برای پولی ناچیز آن ها را بخندانم»

شعبده  باز ناموفق گفت: «اما احساس من نسبت به تماشاچیان این است که همیشه به خود می گویم اگر این آدم های نازنین پولشان را صرف شنیدن مزخرفات من نمی کردند، چه اتفاقی می افتاد و با این طرز فکر خود را مدیون آن ها می دانم و در نتیجه،همه ی آن ها را دوست دارم و چون این علاقه صمیمانه است، بر دل آن ها نیز می نشیند و این راز موفقیت من است.»

داستان کوتاه شعبده باز فرم-سفارش-کتاب---فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-40

نتیجه گیری داستان کوتاه شعبده باز

برای جلب علاقه باید اظهار علاقه مندی کرد.

«دیل کارنگی»

  نویسنده: علی سمیعی
  موضوع: سری داستان های تکان دهنده
  منبع: کتاب خوشبختی یا بدبختی؟ انتخاب با شماست

 نظر شما همراهان همیشگی درباره داستان کوتاه شعبده باز چیست؟ تیم تیتاس بی صبرانه منتظر دیدگاه های شما عزیزان درباره ی این داستان کوتاه است.

داستان کوتاه شعبده باز - از سری داستان های جذاب و تکان دهنده - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس - تصویر سوم

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*