583

داستان کوتاه سفر زندگی

در داستان کوتاه سفر زندگی انسان زمانی کوتاه و عمر محدود در زندگی دارد. حال سوال اینجاست:

در این سفر کوتاه و محدود چگونه می توان به دانشی بزرگ دست یافت و رستگار شد؟

چگونه می توان زندگی و یا سفر بدون ناکامی و شکست داشت؟

چگونه می توان این زمان کوتاه را در سفر زندگی مدیریت کرد؟

داستان کوتاه سفر زندگی از سری داستان های کوتاه رازهایی ست که باید قبل از مرگ بدانیم. ادمه داستان های کوتاه راز های زندگی را می توانید با کلیک بر روی این قسمت مشاهده کنید: [داستان های کوتاه راز های زندگی]

داستان کوتاه سفر زندگی | فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس | تصویر اول

داستان کوتاه سفر زندگی

برای لحظه ای تصور کنید که تمام عمر برنامه ریزی و پس انداز کرده اید تا به یک کشور پر رمز و راز سفر کنید. این مقصدی است با تقریباً انتخاب های نامحدود مثل اینکه چطور وقت خود را بگذرانید و می دانید وقتی کافی برای یافتن هر فرصتی هم نخواهید داشت. شما تقریباً مطمئن هستید که دیگر فرصت سفر مجدد نخواهید یافت؛ این تنها فرصت شما خواهد بود.

حالا تصور کنید شخصی به شما اطلاع می دهد چند نفر از همسایگان تان قبلاً به آن کشور رفته و تمام گوشه و کنار آن را گشته اند. بعضی از آنها از سفر لذت برده اند و افسوس هم نمی خورند، بعضی دیگر آرزو دارند که بتوانند دوباره به آن جا سفر کنند با علم به اطلاعات و آشنایی که حالا از آنجا دارند. آیا آنان را برای شام دعوت می کنید و از آنها می خواهید عکس هایشان را بیاورند، به داستان هایشان گوش می کنید و توصیه هایشان را می شنوید؟ اگر چه تجربیات آنها را با توجه به الویت های خود از فیلتر می گذرانید، اما اگر به داستان های آنها گوش ندهید به طور حتم نادان هستید.

داستان کوتاه سفر زندگی | فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس | تصویر دوم

ادامه داستان کوتاه سفر زندگی

زندگی شبیه تجربه کردن چنین سفری است. فقط یک بار سفر زندگی را انجام می دهیم، حداقل تا آنجا که می دانیم. ما یک زمان تعریف نشده و محدود داریم، که یا با نهایت خشنودی و رضایت آن را به پایان می رسانیم و یا به جهت شیوه غلطی که برگزیده ایم با افسوس و پشیمانی به انتهای آن خواهیم رسید. چرا به افرادی که قبلا این سفر را انجام داده اند و می توانند به ما بگویند که چه چیزی آموخته اند گوش ندهیم؟ فرضیه در پس داستان کوتاه سفر زندگی ساده است: اگر می توانستیم افرادی که عمر طولانی داشته و به خوشبختی دست یافته اند شناسایی کنیم، راز هایی را که باید قبل از مرگ بدانیم کشف می کردیم.

خرد پاداشی ست که شما به خاطر گوش دادن در طول زندگی خود وقتی ترجیح می دادید صحبت کنید به دست می آورید. «دکتر جان ایزو – داستان کوتاه سفر زندگی»

به سه طریق ممکن است خرد و حکمت را بیاموزیم: اول، با تفکر که اصیلترین است؛ دوم، با تجربه که تلخ ترین است و سوم با تقلید که آسان ترین است. «کنفسیوس – داستان کوتاه سفر زندگی»

نظرتان را در مورد داستان کوتاه سفر زندگی با دیگران به اشتراک بگذارید.

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*