28

داستان کوتاه راه صحیح – از سری داستان های جذاب و تکان دهنده

داستان-کوتاه-راه-صحیح-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-عکس-اول

مرد جوانی که می خواست راه صحیح را طی کند، به سراغ استادش رفت. استاد خردمند گفت: «تا دوازده ماه به هرکس که به تو حمله کند و دشنام دهد، پولی بده.» تا یک سال هرکس به جوان حمله می کرد، جوان به او پولی می داد. آخر سال باز به سراغ استاد رفت تا گام بعد را بیاموزد.

استاد گفت: «به شهر برو و برایم غذا بخر.»

همین که مرد رفت، استاد خود را به شکل یک گدا در آورد و از راه میان بر کنار دروازه ی شهر رفت. وقتی مرد جوان رسید، استاد شروع کرد به توهین کردن به او.

جوان به گدا گفت: «عالی است! یک سال مجبور بودم به هرکس که به من توهین می کرد، پول بدهم اما حالا می توانم مجانی فحش بشنوم، بدون آن که پولی خرج کنم!» استاد وقتی صحبت جوان را شنید، رو نشان داد و گفت: «برای گام بعدی آماده ای، چون یاد گرفتی به روی مشکلات بخندی

داستان کوتاه راه صحیح فرم-سفارش-کتاب-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس

نتیجه گیری داستان کوتاه راه صحیح

سعادتمند کسی است که به مشکلات و مصیبت های زندگی لبخند بزند.

«کریستوفر مارلو»

  نویسنده: علی سمیعی
  موضوع: سری داستان های تکان دهنده
  زمان مطالعه: حدود 4 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی یا بدبختی؟ انتخاب با شماست

نظر شما همراهان همیشگی درباره داستان کوتاه راه صحیح چیست؟ تیم تیتاس بی صبرانه منتظر دیدگاه های شما عزیزان درباره ی این داستان کوتاه است.

داستان-کوتاه-راه-صحیح-فروشگاه-اینترنتی-کتاب-تیتاس-قالب-اصلی-مقالات-عکس--دوم

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*