570

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی روایتی است در معنای زندگی. داستان کوتاهی است برای پاسخ به این سوال که چرا بعضی از افراد مفهوم زندگی را می یابند و خوشحال می میرند؟ یا شاید هم رازی است برای پیدا کردن خوشبختی و خردمند زندگی کردن! یک سؤال، اگر بخواهیم یک زندگی خوب و ارزشمند داشته باشیم چه چیزی در واقع اهمیت دارد؟

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی اولین داستان کوتاه از سری داستان های کوتاه رازهایی است که باید قبل از مرگ بدانیم. ادامه داستان های کوتاه رازهای زندگی را  با کلیک بر روی این قسمت مشاهده کنید: [داستان های کوتاه رازهای زندگی]

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس (تصویر دوم)

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی

برای عاقلانه زندگی کردن باید دو حقیقت اساسی را که در زندگی بشر وجود دارد بشناسیم. اولین حقیقت این است که ما زمان محدود و تعریف نشده ای داریم -ممکن است 100 سال باشد یا شاید هم برای بعضی ها 30 سال. دومین حقیقت این است که در آن زمان محدود و نامشخص ما تعداد تقریباً نامحدودی انتخاب داریم -اینکه چطور از زمان خود استفاده کنیم- هر آنچه که ما انتخاب می کنیم روی آن متمرکز می شویم و انرژی خود را صرف آن می کنیم -و این انتخاب ها در نهایت زندگی ما را تعریف می کند. وقتی ما متولد می شویم، هیچ دستورالعمل آماده ای وجود ندارد و ساعت درست در همان لحظه که ما می رسیم شروع به تیک تاک می کند.

ما لغات «مردن» و «مرگ» را دوست نداریم؛

بسیاری از فعالیت های بشری برای دور نگه داشتن ما از حقیقت زندگی طراحی می شوند؛

اینکه زندگی محدود است،

اینکه در این دنیا،

و در این مکان،

برای همیشه نیستیم.

بعضی از ما ممکن است برای انتخاب «کتابی با عنوان مرگ» دچار تردید شویم، ترس از اینکه ممکن است اتفاق بدی برایمان رخ بدهد و یا چون حاضر نیستیم که بپذیریم عاقبت روزی از دنیا خواهیم رفت. حتی ممکن است با خواندن همین عبارت هم کمی ناراحت شویم و آرزو کنیم که هر چه سریعتر عنوان بعدی شروع شود. داستان کوتاه درک مفهوم زندگی پیرامون این حقیقت است که ما می میریم و این محدودیت زمان است که کشف رازهای زندگی را مهم می کند.

داستان کوتاه درک مفهوم زندگی - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس (تصویر اول)

ادامه داستان

اگر ما تا ابد زندگی می کردیم شوق و اشتیاق کمی برای کشف مسیرهای درست به سوی خوشبختی و هدف وجود می داشت و به خاطر اعطاء شکوه و جاودانگی ما به طور حتم دیر یا زود به آن مسیرها برمی خوردیم.

این شکوهی است که ما نداریم؛

در هر سن و سالی که باشیم مرگ همواره به ما نزدیک است.

وقتی جوان هستیم فکر می کنیم مرگ واقعیت دور و درازی است، اما مرگ همیشه به ما نزدیک است و به ما یادآور می شود که به زندگی ادامه دهیم. «دِرِک والکوت» شاعر و برنده جایزه نوبل از سنت لوسیا زمان را «محبوب شیطانی» نامید. از یک طرف ما می دانیم که زمان مثل شیطان به نظر می رسد به خاطر اینکه حداقل در این دنیا از ما هر چیزی را که برایمان اهمیت دارد می گیرد. از طرف دیگر زمان محبوب است به خاطر اینکه فناپذیری ماست که به زندگی حس شور و شوق و هدف می دهد.

زمان ما محدود است؛

باید عاقلانه مورد استفاده قرار بگیرد.

برای مطالعه ادامه داستان کوتاه درک مفهوم زندگی ، داستان های کوتاه مرتبط با این داستان را نیز مطالعه کنید.

 

 

 

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*