48

داستان کوتاه الویت – سری داستان های عبرت آموز

داستان کوتاه الویت - سری داستان های عبرت آموز - تصویر اول - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

مردی برای تماشای مسابقه ای به ورزشگاه رفت و در سر جای خود در بالای سالن ورزشگاه نشست. وقتی مسابقه شروع شد، متوجه شد بعضی از صندلی ها خالی هستند. به سمت صندلی ای رفت  که مردی روی آن نشسته بود و صندلی کناری اش نیز خالی بود و پرسید: «ببخشید، این صندلی جای کسی است؟»

مرد جواب داد:

«نه، جای کسی نیست. در واقع جای همسرم است که الان درگذشته. ما از سال 1967 که با هم ازدواج کردیم، هر سال به تماشای این مسابقه می آمدیم.»

-«خیلی متاسفم. اما چرا با یکی از دوستان یا بستگان خود نیامده اید؟»

مرد جواب داد: «آن ها همه رفته اند در مراسم خاکسپاری همسرم شرکت کنند!»

فرم سفارش کتاب - داستان کوتاه الویت - سری داستان های عبرت آموز - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

نتیجه گیری داستان کوتاه الویت

الویت ها ثابت نمی مانند. باید همواره الویت های خود را از نو بررسی و تحلیل کنیم. چرا؟ به این دلیل که اوضاع به طور مرتب تغییر می کند. در نتیجه روش انجام دادن کارها هم تغییر می کند. به طور معمول ارزش های ما ثابت باقی می مانند، اما این که برای رعایت آن ها چه کارهایی را باید زودتر یا دیرتر انجام دهیم، تغییر می کنند. از این رو باید انعطاف پذیری داسته باشیم.

هر روز با توجه به الویت هایتان زندگی کنید.

«جان ماکسول»

  نویسنده: ساناز غفاری
  موضوع: سری داستان های شگفت انگیز
  زمان مطالعه: حدود 5 دقیقه
  منبع: کتاب خوشبختی را به بها می دهند نه به بهانه!

نظر شما عزیزان راجع به داستان کوتاه الویت چیست؟ تیم تیتاس آماده ی دریافت نظرات و پیشنهادات شما برای پاسخ و راهنمایی بیشتر همراهان همیشگی است.

داستان کوتاه الویت - سری داستان های عبرت آموز - تصویر دوم - فروشگاه اینترنتی کتاب تیتاس

دیدگاه ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*